انتخاب عطر خوب

آداب عطر و چند نکته ضروری درباره عطر که باید بدانید.

آداب عطر و چند نکته ضروری درباره عطر که باید بدانید

عطر مایعی است که درون بطری، بسته بندی شده و برای خوشبو کردن بدن انسان استفاده می شود.
قدیمی ترین عطرها سوزاندنی بودند مانند عود.
در آثار شعرا از عطرهایی مانند بان،کافور،مشک،عود،عنبر،غالیه و گلاب نام برده شده است.اما استفاده از عطر به شکل امروزی و درون بطری شیشه ای بیش از ۲۰۰ سال قدمت ندارد.

ترکیبات تشکیل دهنده عطر شامل:

۱-اسانس که بخش اصلی عطر است که در واقع همان ماده معطر است که انواع طبیعی (از گیاه و حیوان) و سنتزی دارد و در آب قابل حل نیست.
نکته: یک کیلوگرم اسانس گل رز خالص ۲۵ میلیون تومان است.

۲-ماده حامل یا حلال: برای رقیق کردن اسانس استفاده می شود.رایج ترین نوع حلال در عطر سازی الکل بی بو شده (اتانول ۹۵%) است.الکل باعث میشود اسانس به خوبی پخش شود و از رشد میکروب ها جلوگیری می کند.

۳-مواد افزودنی شامل آنتی اکسیدان ها،مواد رنگی که جهت افزایش پایداری و جذابیت فیزیکی به عطرها اضافه می شود.

نوت و آکورد عطر:

به بوی خاص یک ماده منفرد نوت می گویند.به مخلوط دو یا تعداد بیشتری ماده که تم بویایی یکسان دارند آکورد گفته می شود.

مثلا کومارین،پاچولی و خزه بلوط چند ماده با زمینه بویایی یکسان هستند که آکورد اصلی عطرهای فوژر را تشکیل می دهند.

برای ورود به عرصه عطر سازی گاهی لازم است رایحه ۲۰۰۰ نت را به خاطر بسپاریم!!!

نوت ها ۴ دسته هستند: شیرین/اسیدی/سوخته/کاپریلیک

تقسیم بندی رایحه یک عطر:

وقتی که عطر می زنیم مولکول های مختلف تشکیل دهنده ساختار عطر در زمان های مختلف تبخیر می شوند و به سلول های عصبی بویایی ما می رسند.

اولین ماده ای که تبخیر می شود بوی الکل است.

وقتی عطر را روی کاغذهای تست (بلاتر) اسپری می کنیم هم اولین بویی که به مشام می رسد بوی الکل است.

بنابراین چند ثانیه باید صبر کنیم تا الکل آن تبخیر شود و به اصطلاح بپرد.

سپس به ترتیب اجزای مختلف رایحه عطر که عبارت است از پیش رایحه،میان رایحه و پس رایحه در زمان های مختلف تبخیر می شوند و به مشام می رسند.

پیش رایحه (یا رایحه فوقانی) آن بخش از رایحه یک عطر است که چند ثانیه بعد از عطر زدن به مشام می رسد و تا چند دقیقه دوام دارد(عموما ۱۵ تا ۲۰ دقیقه)

میان رایحه: بخشی از رایحه که تا چند ساعت دوام دارد و ملاک ما برای انتخاب عطر باید این قسمت باشد.

رایحه میانی قلب یک عطر است و وقتی ما یک عطر را به خاطر می آوریم در واقع به بخش میان رایحه آن فکر می کنیم.

پس رایحه: بخشی از رایحه عطر که گاهی تا چند ساعت و چند روز دوام دارد را پس رایحه یا رایحه پایه عطر می نامیم.

چگونه عطر مناسب انتخاب کنیم:

۱-زمانی که خسته،گرسنه،بیمار و خصوصا سرماخورده هستیم عطر انتخاب نکنیم.

زمانی که برای خرید عطر بیرون می رویم به پوست مان عطر نزنیم زیرا ممکن است تداخل پیدا کند.

کاغذ آغشته به عطر را برای بوییدن به بینی خود نچسبانیم و با فاصله چند سانتیمتری آن را ببوییم.

۲-عطر را از بطری بو نکنید با اینکارفقط بوی الکل و ترکیبات فرار عطر را خواهیم بویید.

۳-بیش از سه عطر را پشت سرهم تست نکنید.

زیرا برای یک فرد معمولی که بینی اش را تقویت نکرده حس بویایی بعد از سه بار بوییدن خسته می شود و دیگر قادر به تشخیص بوها نیست.

برای رفع خستگی بویایی،بوییدن قهوه توصیه می شود.

قهوه شامه را آزاد می کند.در بسیاری از عطر فروشی ها برای همین کار یک شیشه قهوه کنار گذاشته شده است تا فرد بتواند خستگی شامه اش را با بوییدن آن برطرف کند.

۴-سه روش متداول برای بوییدن یک عطر وجود دارد:

 

الف)بوییدن درب بطری

ب)استفاده از کاغذ تست عطر که به آن بلاتر می گویند.کاغذ بلاتر روش خوبی است چون هم الکل می پرد و هم رایحه فوقانی،میانی و پایه را می توان سر فرصت فهمید.

ج)بهترین روش امتحان کردن عطر روی مچ دست است،زیرا رایحه اصلی یک عطروقتی مشخص می شود که با ترکیبات شیمیایی پوست آمیخته شود و گرمای پوست به آن برسد.

روش پیشنهادی بوییدن با کاغذ و پوست است.گاهی ممکن است هم رایحه خنک دوست داشته باشید و هم تلخ.می توانید هر دونوع را انتخاب کنید.
توصیه می شود عطر ها را سه تایی بررسی کنید و نهایتا دو تا را گزینش کرده و یکی را به مچ دست راست و دیگری را به مچ دست چپ بزنید و یکساعت بعد بوییده و انتخاب کنید.

آیا ماندگاری عطر خیلی مهم است؟

خیر.لزوما ماندگاری بالا به معنای کیفیت زیاد عطر نیست.چون برخی افراد ترجیح می دهند صبح ها برای ورزش از یک عطر استفاده کنند،

چند ساعت بعد برای محیط کار عطری دیگر و شب برای مهمانی نیز عطر دیگری انتخاب کنند.

به همین دلیل عطر سازان ماندگاری برخی عطرها را به عمد پایین در نظر می گیرند تا نیازی نباشد فرد هر چند ساعت یکبار حمام برود تا بوی خود را عوض کند.

یک ترفند کوچک: اگر دوست دارید عطری که می زنید ماندگارتر باشد،قبل از اسپری کردن عطر،روی پوست کمی وازلین بی بو یا یک کرم مرطوب کننده از خانواده همان عطر روی پوست بمالید تا چرب شود،سپس عطر را روی آن اسپری کنید.

عمق عطر یعنی چه: رایحه عطر در طول زمان یکسان یا ثابت نیست.وقتی عطر می زنیم،یک ساعت بعد یک بویی می دهند،و دو ساعت بعد بوی دیگری دارند و با گذشت زمان روایح متنوعی منتشر می کنند،عطری که این ویژگی را دارد عمق دارد.

عطر باید روی پوست استفاده شود نه روی لباس زیرا اساسا عطر برای پوست طراحی شده نه لباس.

عطرهایی که عمق دارند و از چند لایه تشکیل شده اند فقط اگر روی پوست استفاده شوند می توانند کارایی شان را نشان دهند.

استفاده از عطر روی لباس می تواند باعث لک شدن لباستان شده و اگر لباس عرق کند،بوی عطر با بوی عرق مخلوط شده و بسیار نامطبوع می شود.

ادوتوالت بهتر است یا ادوپرفیوم: ادوپرفیوم ها درصد اسانس بیشتری نسبت به ادوتوالت دارند اولی ۱۵ تا ۲۰ درصد اسانس دارد و دومی ۵ تا ۱۵%.
در هوای مرطوب بهتر است ادوتوالت استفاده شود و در هوای خشک ادوپرفیوم ترجیح داده می شود.

خیلی ها معتقدند که عطر برای خانم هاست و ادکلن برای آقایان.اما در واقعیت ادوتوالت، ادوکلن و ادپرفیوم به غلظت اسانس عطر بستگی دارد.اگر چه معمولا عطر های زنانه ادوپرفیوم است و عطرهای مردانه ادوتوالت.اما این موضوع عمومیت ندارد.

ماندگاری عطر به ترکیبات چربی دوست و روغنی داخل عطر بستگی دارد.

عطر و تاثیر آن در میل جنسی:

ضرب المثلی می گوید: بوی خوب از لباس خوب هم جذاب تر است.

همه قبول دارند که انسان در هنگامی که پاکیزه است و بوی خوش می دهد،برای برقراری رابطه جنسی جذاب تر از کسی است که چند روز حمام نرفته و بوی عرق می دهد.

یکی از مهم ترین علت های بی میلی جنسی در زوج ها می تواند بوی ناخوشایند طرف مقابل باشد.

لذا توصیه می شود قبل از برقراری رابطه جنسی استحمام کنید و در صورت تمایل،عطر ملایم و مورد علاقه همسرتان را آن هم به میزان بسیار کم استفاده کنید.

 

اثر بو در کسب و کارها:

این سوال را از خود بپرسید: برند من چه بویی دارد.بله درست خواندید برند من چه بویی دارد.

یک رایحه ساده را انتخاب کرده و آن را آگاهانه امضای خود کنید.

تحقیقات نشان می دهد روایح ساده تاثیرگذارتر از روایح ترکیبی است مثلا رایحه پرتقال به تنهایی موثرتر از رایحه پرتقال و ریحان است.

بهتر است از یک رایحه منحصر به فرد استفاده کرده و آن را امضای خود کنید تا مشتری هرجا آن را بویی یاد شما بیفتد.

بوی خوب اثر هاله ای دارد و باعث جلب اعتماد بیشتر می شود.

آیا شما به فردی که بوی خوب می دهد بیشتر اعتماد می کنید یا کسی که بوی عرق می دهد.

منبع این نوشتار: کتاب مفید الفبای عطر نوشته دوست خوبم احسان حسنانی.

جیم ران

گلچینی از کتاب ۵ قانون پول جیم ران

چکیده کتاب: «پنج قانون پول که باید بدانید و چند یادداشت دیگر» از جیم ران

ناشر: مجله پنجره خلاقیت (انتشارات نگاه نوین)

مترجم: خانم شادی حسن پور (۱۳۶۹) ایشان بهترین مترجمی است که من میشناسم.

ویراستار: حسین یاغچی (دوست خوبم  و سردبیر خوش ذوق مجله خلاقیت)

جیم ران فقید پیشروترین معلم موفقیت و تحول شخصی است.
وی آموزگار بسیاری از بزرگان چون تونی رابینز،دارن هاردی،جک کنفیلد و برایان تریسی بوده است.به وی لقب فیلسوف موفقیت داده اند.

در این نوشتار قصد دارم چکیده ای از این کتاب زیبا را تقدیم کنم:

معنای زندگی در حقوق آخر ماه خلاصه نمی شود.

معنای زندگی در داشتن مرسدس بنز نیست

معنای زندگی فقط این است: خوب زندگی کنید.

ما همیشه باید از خودمان بپرسیم زندگی خوب برای من چه معنایی دارد.

من فهرست کوتاهی در این زمینه دارم:

۱-کارایی و مفید بودن

اگر فرد موثر و مفیدی نباشید شاد نخواهید بود.دست به کار شوید و ببینید چه کاری از شما بر می آید.

۲-دوستان خوب

احتمالا دوستی بزرگترین سیستم پشتیبان و قابل اتکا در دنیاست.

۳-فرهنگ شما

زبان،موسیقی،آیین ها،سنت ها و پوشش ها همه شان چنان مهم اند که شما باید زنده نگهشان دارید.

۴-معنویت

معنویت چیزی است که ما را نسبت به بقیه موجودات این عالم متمایز می کند.

۵-هیچ چیز را از دست ندهید.

هرکاری که امکانش هست انجام بدهید،برای هرچیزی که می توانید بلیت بخرید،بروید و همه چیز را ببینید و هر چیزی را که می توانید تجربه کنید.زندگی سرزنده ای را بگذرانید،اگر خوب زندگی کنید آثارش در چهره تان پدیدار می شود،ردی از آن در صدایتان هم شنیده می شود.اگر خوب زندگی کنید چیزی منحصر به فرد و جادویی در وجودتان پدید می آید.

۶-خانواده و اطرافیان تان

روی آنها سرمایه گذاری کنید تا برای تان مایه بگذارند.الهام بخش شان شوید تا الهام بخش شما شوند.اگر پدری از خانواده بیرون برود و تمام روز یادش باشد که فرزندش قبل از بیرون آمدنش او را بوسیده است احساس قدرتمندی خواهد داشت.هیچ چیز با ارزش تر از عشق نیست.

 

۴ چیزی که می توانید از فرزندتان یاد بگیرید

۱-کنجکاوی

کودکان میلیون ها سوال می پرسند،شما را عاصی می کنند،شما را به ستوه می آورند،وقتی به سوالاتشان پاسخ بدهید هنوز کار تمام نشده آنها با میلیون ها سوال دیگر بر می گردند.کودکان از کنجکاوی شان برای یادگیری استفاده می کنند.کنجکاوی به آنها کمک می کند تا کسب کنند.یاد بگیرند و رشد کنند.

۲-هیجان

یاد بگیرید مثل یک کودک هیجان زده شوید،هیچ چیز به اندازه هیجان کودکانه در خودش جادو ندارد.آنقدر هیجان زده باشید که شب ها خوابتان نبرد.بی تاب باشید که صبح بیدار شوید.در حال انفجار ایده باشید.اگر کسی گفت خب من یک مقدار بزرگتر از این هستم که اسیر هیجان بچگانه شوم شما برای این جور آدم ها باید گریه کنید.اگر برای هیجان خیلی پیر هستید شما برای همه چیز پیر هستید نه فقط برای هیجان.با این آدم های پیر کاری نداشته باشید.

۳-ایمان

بچه ها فکر می کنند شما می توانید هر چیزی را به دست آورید.بزرگتر ها به همه چیز مشکوک هستند.برخی از آنها در حد افراط بدبین هستند.معلم بزرگی می گفت: تا وقتی مثل بچه ها نشوی شانس هایت بسیار ضعیف هستند.

۴-اعتماد

اعتماد یک ویژگی کودکانه است ولی ارزش بزرگی دارد.

کنجکاوی،هیجان،ایمان و اعتماد این ترکیبی قدرتمند است برای بازگرداندن ما به یک زندگی واقعی.

این ماموریت ماست که دنیا را بهتر از آنچه به آن آمده ایم ترک کنیم.

ما وقت زیادی نداریم،زندگی کوتاه است.باید از خود میراثی ماندگار به جا بگذاریم.

خیلی ها برایمان میراثی برجای گذاشته اند(پدران،مادران،مربیان،همسایگان،انسانهای بزرگ و …)هزاران نفر زن و مرد جوری زندگی کرده اند که امروز زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده است و فهرست آنها همچنان ادامه دارد.

می خواهم شما را به چالش بکشم تا عمیقا در مورد حوزه های اصلی زندگی تان فکر کنید.در جه حوزه ای می خواهید میراثی ماندگار بر جای بگذارید.

ما هر کاری کنیم خوب یا بد، روی دنیا و دیگران اثری بر جای دارد.انتخاب با شماست که خوبی بیافرینید یا سور و سات شیطان را فراهم کنید.

من به شدت بر این باورم بخشی از آنچه ما را به فردی خوب و محترم تبدیل می کند این است که بخش بنیادین زندگی مان را بر این هدف قرار دهیم: باقی گذاشتن میراث.

این هدف می تواند نیروی سقوط دهنده خودخواهی را که در همه ما وجود دارد در هم بشکند.وقتی تلاش می کنیم که میراثی باقی بگذاریم همراه با از خودگذشتگی عمل می کنیم.یعنی به صورتی که می تواند برای همه منفعت داشته باشد.میراث چیزی است که زندگی را برای افرادی که بعد از ما می آیند بهتر می کند.این میراث در کمک به دیگران مفهوم پیدا می کند.این میراث آن نوع از زندگی است که سال ها بخشندگی در آن است.

 

جیم ران

 

 

یاد بگیرید برای هر چه که دارید شکرگذار باشید،آن هم در حالی که در پی رسیدن به چیزهایی هستید که آرزویشان را دارید.سالها زندگی و گذراندن تجربه های مختلف مرا به جایگاهی رسانده است که امروز ایستاده ام ولی شکرگذاری بود که درهای فرصت و نعمت را به رویم باز کرد.شکرگذاری یک شروع است بعد از آن باید برکت دادن به دیگران را شروع کنید.

موفقیت همان انجام مشهودات و بدیهیات است.ولی بعضی وقت ها به کسی احتیاج داریم که به ما یادآوری کند.زندگی فقط گذر زمان نیست،زندگی مجموعه ای از تجربیات است و اضافه شدن روز به روز این تجربیات.

بهترین جمله ای که مربی ام به من هدیه داد این بود: آقای ران اگر تغییر کنی،همه چیز برایت تغییر می کند. باور من این است که از بین تمام چیزهایی که می توانند روی آینده تان تاثیر داشته باشند، رشد شخصی مهم ترین آنهاست.ما می توانیم از رشد فروش،رشد سود و رشد سرمایه صحبت کنیم ولی شاید هیچ کدام از آنها بدون رشد شخصی اتفاق نیفتد.این کلیدی است که همه درها را باز می کند.

در واقع می خواهم این جمله خیلی مهم را حفظ کنید.کلید اصلی آینده بهتر خودتان هستید.می خواهم تکرارش کنم: کلید اصلی آینده بهتر خودتان هستید.

این مهم ترین نکته ای است که باید یادتان باشد.از فرد بزرگی سوال می کنند: چگونه متوسط درآمدمان را بالا ببریم؟ پاسخ ایشان این بود: خیلی ساده.یک فرد بالاتر از متوسط باشید.روی خودتان کار کنید.لبخندی بالاتر از سطح متوسط بزنید،هیجانی بالاتر از سطح متوسط داشته باشید.فداکاری تان بالاتر از سطح متوسط باشد.علاقه ای بالاتر از سطح متوسط را به افراد بروز بدهید.برای بیش تر داشتن بیش تر بشوید.روی خودتان بیش تر و سخت تر از شغلتان کار کنید.جادو درون شماست.تفاوت واقعی شما هستید.عجب طرز فکر محشری.

۳ میراث جالبی که می توانید باقی بگذارید:

۱-دفتر خاطرات
به حافظه تان اکتفا نکنید،ایده ها،روزمره ها و یادداشت هایتان را در دفتر خاطرات ثبت کنید.نوشتن خاطرات خیلی مهم است.خاطره نویسی یکی از بزرگترین نشانه های دانش اندوزی شماست.عکس گرفتن کار نسبتا راحتی است،خرید یک کتاب از کتابفروشی هم ساده است،ولی دانشجوی زندگی خود،آینده خود و سرنوشت خود بودن کار چالش انگیزی است.
۲-عکس هایتان
زیاد عکس بگیرید،لحظات زندگی تان را ثبت کنید.در ثبت اتفاقات زندگی تان تعلل نکنید.مگر چقدر طول می کشد که عکس بگیرید.چند صدم ثانیه.پس از عکاسی غافل نشوید.وقتی از این دنیا بروید خاطرات تان زنده خواهند ماند.
۳-کتابخانه تان
کتاب هایتان باعث شده تا فلسفه ای داشته باشید،تا به موفقیت برسید،کتاب هایتان یکی از بهترین هدایایی است که می توانید از خود بر جای بگذارید.

 

۶ دشمن احساسی ذهنی شما عبارت است از:

ترس،بی تفاوتی،قاطعیت نداشتن،شک،نگرانی،خجالت

(برای توضیحات هر کدام از این ۶ آیتم به کتاب مراجعه کنید.)
بدترین نوع خودخواهی، خودخواهی ناشی از جهل و ناآگاهی است.این غیرقابل تحمل است.اگر کسی باهوش و خودخواه باشد،به نوعی می شود تحملش کرد،ولی اگر کسی جاهل و خودخواه باشد،غیر قابل تحمل خواهد بود.

اگر در ۹۰ روز گذشته به خودمان زحمت خواندن یک کتاب را نداده باشیم.به نظر نمی رسد این بی نظمی تاثیر سریعی روی زندگیمان داشته باشد و به خاطر آن که هیچ اتفاق خاصی در این ۹۰ روز برایمان نیفتاده است،این اشتباه را در ۹۰ روز آینده و روز های بعدش نیز تکرار می کنیم.چرا؟ چون مهم به نظر نمی رسد.ولی خطر بزرگی در اینجا وجود دارد.بدتر از کتاب نخواندن این است که حتی متوجه اهمیت آن هم نشویم.بالاخره روزی می رسد که تاوان انتخاب های اشتباه مان را بدهیم.انتخاب هایی که زمانی مهم به نظر نمی رسیدند.

پول همه چیز نیست ولی جایگاهش همان بالاست،درست کنار اکسیژن.

روزی به مربی ام گفتم: اگر پول بیشتری داشتم،می توانستم برنامه بهتری بچینم.جواب داد: «نه به نظرم اگر برنامه بهتری داشته باشی،می توانی پول بیشتری به دست آوری.» یادت باشد که مقدار مهم نیست.برنامه مالی ات مهم است.به قول آن ضرب المثل قدیمی: اگر برنامه ریزی نداشته باشید در واقع برای شکست،برنامه ریزی کرده اید.

ارادتمند-حسین شیرمحمدی

۱۴/۱۱/۹۶ ساعت ۱۷:۲۰

گلچینی از کتاب «راهکارهای یک زندگی معرکه »

life is short and so is this book:  brief thoughts on making the most of your life

گلچینی از کتاب «راهکارهای یک زندگی معرکه »

نویسنده: پیتر اتکینز
مترجم: کیا ملک محمدی
ناشر: مجله پنجره خلاقیت (انتشارات نگاه نوین)

پیتر اتکینز

۱-مقدمه کتاب با این جمله تکان دهنده آغاز می شود: زندگی کوتاه است،شما نمی توانید زمان بیش تری به دست آورید.به طور متوسط یک امریکایی کمی کمتر از ۳۰ هزار روز در این دنیا زندگی می کند.مثل زندگی این کتاب هم کوتاه است. زمانی خردمندی می گفت: اگر زمان بیش تری داشتم نامه کوتاه تری می نوشتم.

 

۲-قسمت اصلی کار من خواندن و فکر کردن در مورد موضوعات مختلف است.

۳-اغلب آدم های موثر علاقه به نه گفتن به چیزهایی دارند که از نظرشان بی اهمیت است.معنای پرمشغله بودن فقط این است که پرمشغله هستید.

۴-یک راه برای آزاد کردن زمان-اگر امکانش برایتان فراهم است-این است که محل سکونت تان نزدیک محل کارتان باشد.برای خیلی ها زمان زیادی صرف رفت و آمد می شود و این می تواند کاملا استرس زا و اغلب کم بازده باشد.

۵-مردم در طول زمان بیش از آنکه واقعا تغییر کنند بیش تر به عادت هایی که در وجودشان تثبیت شده است شبیه می شوند.

۶-اگر قرار است چه برقصیم و چه نرقصیم به ما احمق بگویند،پس برقصیم.
۷-در حالی که ثابت شده خیلی بهتر است که در زندگی،هر چه زودتر کاری را که دوست دارید انجام دهید،خیلی ها این کار را نمی کنند.

۸-ما از تغییر بیزاریم.ترجیح می دهیم بدانیم چه اتفاقی قرار است بیفتد،با این حال اگر شما با تغییر کردن بجنگید،معمولا می بازید و در جنگ با تغییر فرسوده می شوید.

۹-مشکلات تا وقتی کوچک هستند،خیلی راحت تر قابل حل شدن هستند اجازه ندهید در طول زمان بزرگتر شوند.

۱۰-تمرکز کنید،تمرکز مهم است،چون زمان محدود است و شما نمی توانید همه کارها را انجام دهید،چه برسد به اینکه بخواهید،هر کاری را به خوبی انجام دهید.

۱۱-حتی اگر از نظر مالی هم به قضیه نگاه کنیم،باز هم ثروت از فقر بهتر است. وودی آلن

ارادتمند-حسین شیرمحمدی
۱۱/۱۱/۹۶

۱۲ نکته گلچین شده از کتاب « فقط این ۷ کار را انجام بده و موفق شو »

۱۲ نکته گلچین شده از کتاب « فقط این ۷ کار را انجام بده و موفق شو »

مجله خوب  «پنجره خلاقیت» کتابی جدید از برایان تریسی منتشر کرده با عنوان «فقط این ۷ کار را انجام بده و موفق شو» البته عنوان دقیق کتاب این است:
Just shut up and do it!   ۷steps to concuer
خفه شو و انجامش بده! ۷ گام برای پیروزی
کتاب کم حجم است و با ادبیات روان و بسیار سلیس نوشته و البته ترجمه شده است.اصولی بسیار ساده ولی مهم برای رسیدن به موفقیت را بیان می کند.
در ادامه بخش هایی از کتاب را تقدیم می کنم:

۱-همه شما به جز محدودیت هایی که خودتان در ذهن خودتان به وجود می آورید،هیچ محدودیت دیگری ندارید.

۲-چند سال قبل پرسیدن این سوال را شروع کردم: چرا بعضی ها موفق تر از بقیه هستند؟ مهم ترین جواب شگفت زده ام کرد: موفقیت شما بستگی دارد به کاری که شما همین الان و در همین لحظه انجام می دهید.

۳-با ارزش ترین دارایی شما شهرت تان است.همان چیزی است که مردم درباره شما فکر می کنند و وقتی حضور ندارید،درباره تان می گویند.

۴-در پس تمام اهداف ما یک هدف وجود دارد: شادی،هر کاری که ما انجام می دهیم تلاشی برای رسیدن به شادی است.
شادی چیست: تحقق پیدا کردن تدریجی یک هدف ارزشمند یا ایده آل

۵-کارهایتان واقعیت را می گویند:
چیزی که می گویید یا آرزو،رویا یا قصدش را دارید اهمیتی ندارد،تنها چیزی که مهم است آن چیزی است که انجام می دهید،کارهایتان در هر ساعت و در هر دقیقه به شما و هر کسی که در اطرافتان است می گوید شما دقیقا چه کسی هستید و چه چیزی می خواهید.

۶-وینس لومباردی،مربی فوتبال به خاطر چیزی معروف شده بود که به آن «زمان لومباردی» می گفتند،تعریف زمان لومباردی این بود«۱۵ دقیقه قبل از زمان تعیین شده» اگر زمان حرکت اتوبوس ۹ صبح تعیین شده بود،به همه بازیکن ها یاد داده بودند ساعت ۸:۴۵ صبح آنجا باشند،اگر آنجا نبودید اتوبوس بدون شما می رفت.تصمیم بگیرید نه تنها سروقت باشید بلکه برای هر قرار ملاقاتی ۱۰ تا ۱۵ دقیقه زودتر آماده باشید.

۷-ما به شوخی می گوییم هر کسی دوست دارد موفق،ثروتمند،ترکه ای! و مشهور باشد و از یک زندگی فوق العاده لذت ببرد ولی خیلی ها قبل از اینکه شروع کنند به این نتیجه می رسند به یک تعطیلی کوچولو نیاز دارند!

۸-عبارت «من مسئول هستم» را در هر جایی بگویید که احساس عصبانیت یا ناراحتی درباره هر کسی یا هر چیزی داشتید.این عبارت متحول کننده بزرگی است.درست مثل وقتی که سیم لامپ را از پریز می کشید و لامپ خاموش می شود،وقتی می گویید من مسئول هستم احساسات منفی تان خاموش می شوند و فورا از بین می روند.شما نمی توانید بگویید من مسئول هستم و همزمان عصبانی و نگران بشوید یا بترسید،این عبارت جلوی انتقاد کردنتان را می گیرد.این جمله شما را از قربانی شرایط بودن تبدیل می کند به استاد شرایط بودن.امروز تصمیم بگیریدمسئولیت ۱۰۰ درصد همه زندگیتان را بپذیرید این می تواند بزرگترین و هیجان انگیزترین تصمیم شما تا همین امروز باشد.

۹-کاری را که از آن می ترسید انجام دهید و آن وقت مرگ ترس حتمی است.
انجام دادن عمدی کاری که از آن می ترسید ترس را از بین می برد.یکی از بزرگترین ترس های ما ترس از رد شدن است.می خواهم یک قاعده ارزشمند موفقیت به شما بگویم هیچ وقت کاری را از ترس اینکه بقیه ممکن است درباره شما چه فکری کنند انجام ندهید چون واقعیت این است که هیچ کس هیچ وقت درباره شما فکری نمی کند.

۱۰-از فروش و رد شدن می ترسید از روش صد تماس استفاده کنید،برای اینکه رکورد فروش را بزنید بروید و ۱۰۰ تماس بگیرید و به نتیجه اهمیتی ندهید.فرض کنید در ازای این ۱۰۰ تماس به شما ۳۰ دلار می دهند چه افراد بخرند و چه نخرند و حتی تلفن را به روی شما قطع کنند.اگر شما ترسی از رد شدن نداشته باشید و به سرعت با ۱۰۰ نفر تماس بگیرید بدون اهمیت دادن به اینکه چیزی می خرند یا خیرشما انرژی و اعتماد به نفس بیشتری به دست می آورید و جالب اینکه خیلی ها هم می خرند.بهتر است به جای کلمه شکست از بازخورد استفاده کنیم.

۱۱-اگر شما درباره مهم ترین مواردی که باید انجام دهید مطمئن نیستید اغلب انجام دادن کارهایی را تمام می کنید که ارزش کمی دارند یا هیچ ارزشی ندارند،اغلب موفقیت ها در زندگی از شفافیت کامل به دست می آید.

۱۲-چگونه عمل گرا شوید: از چک لیست استفاده کنید،وظیفه تان را برش دهید، کار را زخمی کنید،از قانون ۲۰-۸۰ استفاده کنید،به خودتان پاداش بدهید،به دیگران قول و تعهد بدهید.برنامه و آداب روزانه داشته باشید.

و در پایان:
بیرون نروید که روز خوبی داشته باشید،بیرون بروید و روز خوبی بسازید.

ارادتمند-حسین شیرمحمدی
۱۱/۱۱/۹۶ ساعت ۱:۵۰

 

 

 

 

 

کتاب دیوانگان ثروت ساز

معرفی کتاب شماره ۲: دیوانگان ثروت ساز، شاهکاری از دارن هاردی

 دیوانگان ثروت ساز

(چگونه نترسیم و سوار قطار وحشت کارآفرینی شویم)

کتاب دیوانگان ثروت ساز

 

سلام به شما دوست قدرتمندم
من حسین شیرمحمدی هستم.

و در این نوشته قراره شاهکار دارن هاردی را موشکافی کنم!

  • امتیاز کتاب از نظر من: ۱۱۰ از ۱۰۰

 

  • موضوع: نقشه راه راه اندازی کسب و کار (به شدت انگیزشی ، کاربردی و تجربه محور)

 

  • تعداد صفحات کتاب: ۳۵۵ صفحه و ۸ فصل (فصل آخر به شدت دلی هست)

 

  • چند بار خوندمش: ۴ بار

 

  • نویسنده: دارن جی هاردی، مدیر مسئول مجله ساکسس در امریکا

 

  • انتشارات: شریف (ثروتمندان خود ساخته) متعلق به دکتر محمد مهدی ربانی عزیز

 

  • مترجم: خانم شادی قلی پور،۱۳۶۹ ترجمه اشون بی نظیره

 

  • پی نوشت: ترجمه اش انقدر خوب بود که کلی گشتم و شماره خانم قلی پور را پیدا کردم و بهش زنگ زدم و گفتم خیلی کارت درسته!

 

  • ویراستار: حسین یاغچی (سردبیر خوش ذوق مجله خلاقیت با قلمی زیبا)

 

  • جمله برگزیده کتاب: جملات محشر زیاد داره ولی این یکی عالی بود چون به شعر مولوی هم ربط داره : سوراخ دعا را گم نکن!

 

  • لقبی که من به این کتاب دادم: قرآن کسب و کار

 

  • قیمت: ۲۰هزار تومان (به نظرم ۲۰ میلیون هم کمه براش)

 

  • مقدمه انتشار فارسی کتاب: به قلم زیبای دکتر ربانی دوست داشتنی (مقدمه اش خودش کلی نکته آموزشی داره،فقط حیف زود تموم میشه!)

 

  • تحسین ها از این کتاب: آنتونی رابینز،دونالد ترامپ،برایان تریسی،رابرت کیوساکی،جک کنفیلد،دیوید باخ،ست گادین،جان آساروف،دن کندی،لس براون،جان سی مکسول و …. از این کتاب بسیار تقدیر کرده اند.

 

  • برش هایی از کتاب به روایت تصویر (من عادت دارم کتابهامو خط خطی کنم!)

وقتی بار اول خوندن کتاب را تموم کردم بلافاصله رفتم کتاب را سیمی کردم تا بتونم بارها بخونمش و کتاب نازنینم آسیب نبینه

 

 

سوراخ دعا را گم نکن!

 

قسمتی از کتاب دیوانگان ثروت ساز

 

چه کاری هر روز می کنید؟؟؟؟

 

بخشی از کتاب دیوانگان ثروت ساز

 

من محدودیت هستم! این جمله را با آب طلا باید نوشت.

 

بخشی از کتاب دیوانگان ثروت ساز

 

دانش قدرت نیست عمل قدرت است.

 

بخشی از کتاب دیوانگان ثروت ساز

 

عشق می تواند ترغیب تان کند کارهای دیوانه وار بکنید!

 

بخشی از کتاب دیوانگان ثروت ساز

 

 

فروش قلب کسب و کار شماست (آیا قلب کسب و کارتان می تپد؟)

 

بخشی از کتاب دیوانگان ثروت ساز

 

۱۰ جمله الهام بخش از متن کتاب دیوانگان ثروت ساز :

 

۱-همیشه عاشق کارهایی می شدم که خارج از چارچوب سنتی بود،کار کردن برای بقیه جایی در این نقشه های من نداشت.

 

۲-آدم هایی که اطراف شما هستند درست جلوی چشمانتان ثروتمند می شوند چرا شما نشوید،شاید خودتان مانع هستید.

 

۳-اولین و مهمترین عامل در ساخت کسب و کاری موفق این است که باید عاشقش باشید. چون عشق می تواند ترغیبتان کند کارهای دیوانه وار کنید.

 

۴-اگر عشق نباشد هیچ چیز نخواهد بود.
یا آن را دوست بدار… یا چیزی دیگر را

 

۵-عاشق این گفته مارک تواین هستم « دو روز مهم زندگیتان یکی،روز تولدتان است و دیگری روزی است که هدف زندگیتان را می فهمید.»

 

۶-اگر چیزی پیدا نکرده اید که حاضر باشید برایش جان بدهید به درد زندگی نمی خورید.

 

۷-احساسات را نمی شود جعل کرد،هر احساسی که داشته باشم،چه خوب،چه بد،علنی اش می کنم.

 

۸-کاری وجود دارد که هیچ کس نمی تواند به خوبی شما انجامش دهد.آن نقاط قدرت موهبت های ویژه تان هستند.

 

۹-DNA هیچ ربطی ندارد به موفقیت،ژن هایتان را فعال کنید و دست به کار شوید.

 

۱۰-اگر دلتان می خواهد صبح یک روز تعطیل،در جایی غیر از محل کارتان،مشغول به کار باشید،پس احتمالا کار نامناسبی را انجام می دهید،یا دید خوبی به آن کار ندارید.

 

کتاب دو بار فکر کن

معرفی کتاب شماره ۱: کتاب ارزشمند «دوباره فکر کن یه جور دیگه هم ممکنه»

معرفی کتاب شماره ۱: کتاب Rework یا « دوباره فکر کن،یه جور دیگه هم ممکنه»

نویسنده: جیسون فرید،دیوید هینمیر
مترجم: عزیز میردار،محمد اعظمی نژاد
ناشر:موسسه فرهنگی رسا

کتاب rework کتابی بود که خیلی اتفاقی آن را در نمایشگاه کتاب تهران سال ۹۵ خریدم.

طرح جلد مشکی شکیل و زیبایش نظرم را جلب کرد اما وقتی محتوایش را خواندم متوجه شدم با یک کتاب بی نظیر طرفم.کتابی جسورانه،علمی،با مثال های فراوان و البته با نگرشی متفاوت و چالشی به کسب و کار.

به جرئت می گویم این کتاب یکی از بهترین کتابهای کسب و کار است و به تمامی جنبه های کسب و کار از ایده و استارت زدن کار تا استخدام و رهبری کارکنان می پردازد.

Rework با ادبیاتی جسورانه،جملاتی صریح و مثال هایی ناب ،دست و دلبازانه تجربیاتش را در اختیار مخاطب قرار می دهد.
شما حین خواندن این کتاب این احساس را دارید که مقابل شومینه روی صندلی راحتی لم داده اید و از دوستی موفق و با تجربه درسهای زندگی می گیرید.

مهمترین چیزی که می شود از این کتاب آموخت همان جمله «دوباره فکر کن» است.

این کتاب توسط محمد صدر موسس بانک اقتصاد نوین،مرتضی حیدری مجری تلویزیون و دکتر پرویز درگی مدرس بازاریابی به خواندن توصیه شده است.

در ادامه چند جمله از کتاب را که خودم نشاندار کرده ام، نقل می کنم:

۱-برنامه ریزی بلند مدت برای کسب و کار یک فانتزی است.

۲-کار کردن زیاد احمقانه است.تنبلی فکری را با نیروی بیشتر جایگزین نکنید.

۳-ساده ترین و مستقیم ترین راه ایجاد یک محصول/خدمت عالی تولید چیزی است که خود نیاز دارید.

۴-من فرق بین مهربانی خالصانه یک فروشنده و رباتی که صرفا برنامه ریزی شده تا حرفهای زیبا بزند را می دانم.

۵-لطفا در کسب و کار به استراتژی خروج فکر نکنید شما به یک استراتژی تعهد نیاز دارید نه استراتژی خروج.

۶-امکانات کمتر بهتر است،محدودیت ها مزیت هایی در لباس مبدل هستند چون…

۷-در ابتدای کار از جزییات چشم پوشی کنید به همین دلیل ایده هایتان را با ماژیک بنویسید نه با خودکار!!! ابتدا میخ اصول را بکوبید بعد نگران جزییات باشید.

۸-وقتی در تصمیم گیری ها تعلل می کنید آنها انباشته می شوند.تصمیم های انباشته شده یا نادیده گرفته می شوند یا عجولانه با آنها برخورد می شود یا کلا صرف نظر می شوند.در نتیجه مشکلات موجود در تصمیم ها همواره حل نشده باقی می مانند.

۹-در کسب و کار بسیاری از افراد به جای چیزهای واقعا مهم درگیر ابزارها،فوت و فن نرم افزاری،سنجش مسایل،فضای اداری تجملی،مبلمان شیک و دیگر چیزهای پوچ و بی اهمیت می شوند در حالیکه آنچه واقعا مهم است این است که چگونه مشتری جذب کنید و پول درآورید.

۱۰-اینکه کارهای زیادی برای انجام مانده به این معنی نیست که وقت معرفی محصول نرسیده است.

برای خرید این کتاب می توانید به وبسایت reworkbook.ir مراجعه کنید.

اتیکت

قوانین اتیکت (بخش اول)

قوانین اتیکت

 

اینجا نیز همان مثال قدیمی «ماهی نده بلکه ماهیگیری یاد بده» کاربرد دارد.
می‌توان صدها توصیه و مثال آورد که در عروسی و عزا چگونه رفتار کنیم در مهمانی چگونه رفتار کنیم در اماکن عمومی چگونه رفتار کنیم، در جلسه مصاحبه و مذاکره چه‌کاری بهتر است،

در مواجهه باکسانی که معلول هستند چه‌کار کنیم و هزاران موارد دیگر؛ اما بهتر و صحیح‌تر آن است که مدل ذهنی لازم را یاد بگیریم و ریشه را بفهمیم آن‌وقت مصادیق و مثال‌ها راحت‌تر درک می‌شوند.

مصادیق در طول زمان با تغییر فرهنگ تغییر می‌کند اما مدل ذهنی ثابت است. اکنون مهم‌ترین قواعد اتیکت را بیان می‌کنیم.

۱-احترام به حریم شخصی دیگران

این اصل می‌گوید ما حق نداریم وقتی بغل‌دستی‌مان در تاکسی یا مترو پیامک می‌دهد سرمان را داخل موبایل او کنیم و پیامکش را بخوانیم.

وقتی می‌خواهد عکسی از گالری موبایلش را به ما نشان دهد حق نداریم گالری‌اش را ببینیم باید صبر کنیم تا خودش عکس موردنظر را پیداکرده و به ما نشان دهد.

اصل حریم شخصی می‌گوید حتی حق نداریم موبایل همسرمان را جواب دهیم هرچقدر هم که صمیمی باشیم این کار حس خوبی به فردی که آن ور خط است نمی‌دهد و او احساس می‌کند که همسرمان استقلال ندارد.

درواقع مفهوم اصلی این است که هر آدمی حق دارد در حریم شخصی خودش حرمت داشته باشد و دیگران نباید وارد آن حریم شوند. ممکن است این حریم یک قسمت بسیار کوچک از این دنیای بزرگ باشد اما بااین‌وجود این قسمت متعلق به اوست و هیچ‌کس تأکید می‌کنم هیچ‌کس حق ورود به این حریم را ندارد.

 

۲- اتیکت تظاهر نیست بلکه یک باور فکری و یک عادت رفتاری است.

اتیکت زمانی تأثیرگذار است که از عمق وجود ما نشأت بگیرد نه اینکه تصنعی اجرا شود.

درواقع اگر احترام به زیردست و بالادست و دیگر موارد اتیکت، بر اساس باور و ایمان قلبی نباشد، آنگاه چهره ما را بسیار مصنوعی جلوه می‌دهد که نسبت به حالت طبیعی نیز ما را زشت‌تر و آزاردهنده‌تر می‌کند.

اتیکت واقعی را در برخورد آدم‌ها با زیردستانشان (و یا حتی حیوانات) می‌توان دید. آن‌قدر که به شخصیت یک انسان در رفتار با یک گربه یا حیوان آواره در خیابان می‌شود پی برد با جلسات رسمی پیچیده نمی‌توان فهمید.

۳-اتیکت برای قشر مرفه و یک طبقه خاص نیست.

ممکن است در ابتدا به نظر برسد که اصولاً اتیکت برای اقشار و طبقات پایین جامعه کاربرد ندارد و به درد ثروتمندان و مرفهان بی‌درد می‌خورد؛ اما به‌جرئت می‌توان گفت که اتیکت برای همه طبقات جامعه مفید است اما شاید کاربردش کمی باهم فرق کند.

در طبقات بالای اجتماعی نوعی پرستیژ و تشخص را تداعی می‌کند و در طبقات و لایه‌های پایین اجتماع مهم‌ترین ابزار رشدشان است. اگر می‌خواهید ترقی کنید با رعایت اصول اتیکت سرعت رشد و پیشرفتتان بسیار سریع‌تر می‌شود.

۴-مهم‌ترین نکته اتیکت، دیدن دیگران و اجازه دیده شدن به دیگران است.

این مهم‌ترین کاربرد اتیکت است. اینکه غیر از خودم کس دیگری را هم ببینم. اینکه در جلسه فقط خودم حرف نزنم و به بقیه هم اجازه دهم حرف بزنند. اینکه به پیشخدمت رستوران مثل یک ربات نگاه نکنم.

یادمان باشد که دیده شدن دیگران، هم به آن‌ها حس خوبی می‌دهد و هم به شما حس و حال خوب هدیه می‌کند و چه موهبتی بالاتر از داشتن احساس خوب در تمام لحظات زندگی.

هدف اصلی اتیکت داشتن حال خوب است و حال خوب قبل از دیگران ابتدا در ما ایجاد می‌شود. حکیمی می‌گفت: «ما به کمک به نیازمندان نیازمندتریم تا آن‌ها به کمک ما» چون آن‌ها از ما پول خوب می‌گیرند و ما از آن‌ها حال خوب می‌خریم. اتیکت خریدن حال خوب است و ما به آن نیازمندیم.

یکی از بزرگ‌ترین قوانین جهان که کمتر کسی آن را می‌داند این است:

احساسات شما، اتفاقات زندگی‌تان و درنهایت سرنوشتتان را می‌سازند پس آن را دریابید.

سؤال: آیا رعایت اصول اتیکت من را در موضع ضعف قرار نمی‌دهد؟

جواب: هرگز، نه‌تنها اتیکت شمارا در موضع ضعف قرار نمی‌دهد بلکه شمارا قدرتمندتر می‌کند.

 

وقتی با فرد ثروتمندی که موقعیت بالاتری از شما دارد به رستوران می‌روید و در حین ورود به دربان رستوران تعظیم کرده، لبخند زده و با او دست داده و احوالپرسی می‌کنید آنگاه اگر در سر میز غذا به فرد ثروتمند احترام گذاشتید او می‌فهمد که این احترام شما از روی ترس نیست و به خاطر پول هم نیست.

این پیغام پنهان شما به آن آدم است که من از روی ترس، پول، قدرت و موقعیت اجتماعی‌ات به تو احترام نمی‌گذارم.

من به امید سود قرارداد این جلسه به تو لبخند نمی‌زنم، این همان لبخندی است که به دربان رستوران زدم و همان تعظیمی است که به او کردم و همان احترامی است که به او گذاشتم.

در مقاله بعدی به سایر قوانین اتیکت می پردازیم.
حسین شیرمحمدی

ارتباطات

اتیکت دقیقا چیست؟

اتیکت دقیقا چیست؟

نزاکت یا آداب معاشرت معادل کلمه اِتیکت (Etiquette) فرانسوی است که در آغاز به معنی «بلیط کوچک» بوده است. در فرانسه، به مردمانی که می‌خواستند در یک مراسم یا مجامع عمومی شرکت کنند، بلیط های کوچکی می‌دادند؛ و در روی هر بلیط دستورهایی وجود داشت که دارنده بلیط می‌بایست در هنگام برگزاری مراسم آن‌گونه رفتار کند. پس اتیکت یعنی:

 «راه درست معاشرت کردن با دیگران»

اتیکت نوعی از ادب است، ادب مدرن؛ اما ادبی که مفهومش خیلی گسترده‌تر از سلام کردن یا به کار بردن کلمه «شما» به‌جای «تو» است. اتیکت مصداق‌های جدید قوانین قدیمی ادب و اخلاق است. رفتارهای ما از سه فیلتر می‌گذرد اول مذهب و اخلاق دوم عرف و سنت و سوم قانون.

وقتی شما به فقیری کمک می‌کنید ریشه این رفتارتان مذهب و اخلاق است، وقتی از چراغ‌قرمز عبور نمی‌کنید ریشه رفتارتان قانون است،

اما واقعیت گاهی نکاتی وجود دارد که شاید در مذهب و قانون و عرف نگنجد یا حداقل ما نتوانیم آن را به‌راحتی از مذهب و قانون و عرف استخراج‌کنیم اینجاست که اتیکت به کمک ما می‌آید.

قوانین ادب، ساده، کلی و اندک‌اند؛ اما مصادیق ادب بسیار زیادند با پیچیدگی‌های تکنولوژیک و روابط گسترده در دنیای امروز و باوجود اینترنت و شبکه‌های اجتماعی و غیره، تشخیص مصادیق ادب برایمان گاهی سخت می‌شود و ما عملاً نمی‌دانیم که آیا رفتارمان در این فضاهای جدید مؤدبانه است یا خیر؟

 

اتیکت فقط این نیست که در حضور مدیرعاملمان یا یک شخص ثروتمند یا مقام بالا متشخص رفتار کنیم اتیکت یعنی دیگران را ببینیم و برای آن‌ها سهمی قائل باشیم.

اتیکت یعنی همراه و همکار خوبی برای دیگران باشیم. اتیکت یعنی وقتی من در کنار شما هستم به شما احساس و حال خوب بدهم یا اینکه وقتی در کنار شما هستم بودن من را به نبودنم ترجیح بدهید و دوست داشته باشید که من در فضای شما باشم.

اتیکت یعنی من از موقعیتی که باعث شرمساری شما می‌شود جلوگیری کنم مثلاً اگر چیزی به‌صورت یا لباس شما چسبیده و باعث شرمساری‌تان می‌شود، شما را مؤدبانه از وجود آن آگاه کنم.

اتیکت یعنی درک دیگران به معنای واقعی کلمه. اتیکت مجموعه تشریفاتی است که اگر رعایت شود حضور و بودنمان نه‌تنها دردسری برای کسی نخواهد داشت بلکه حال خوب و خوشی به آن‌ها خواهد داد. البته قطعاً نتیجه این کار حال خوب خودمان است.

همه‌ی ما از قدیم می‌دانیم که سرزده و بدون اطلاع قبلی نباید به مهمانی برویم و بدون اجازه صاحب‌خانه نباید مهمان اضافی با خود ببریم، ما این موضوع را می‌دانیم، آن را بارها در جامعه دیده‌ایم و برایمان عادت شده و رعایت می‌کنیم اما باوجوداین شاید ندانیم که «Add» کردن دیگران در گروه‌های شبکه‌های اجتماعی نیز اجازه می‌خواهد.

ما مصادیق جدید ادب را نمی‌دانیم و تشخیص آن برایمان دشوار است اینجاست که فرشته‌ی مهربان علم اتیکت به کمک ما می‌آید.

اتیکت شبیه بسته‌بندی شکلات است اگر بهترین شکلات دنیا با بهترین طعم و مزه و مرغوب‌ترین مواد اولیه اما بدون بسته‌بندی مناسب ارائه شود جزو اجناس فله‌ای و فاقد مشخصات خواهد بود که هرگز خریداری‌نشده و در ویترین مغازه باقی خواهد ماند.

اتیکت آن ۱% لعنتی است که ندانستنش باعث می‌شود تمام تلاش‌های ۹۹% ای ما قربانی آن ۱% شود. اگر اتیکت ندانیم گاهی فقط با یک رفتار نامتعارف در جلسه‌ی مصاحبه‌ی کاری آن شغل را از دست می‌دهیم یا گاهی با یک رفتار نادرست ارتقای شغلی و موقعیت بهتر را از دست خواهیم داد.

«آلن ولفرست» یکي از کارشناسان اتیکت تعریف می‌کند که مدیر فروش یک شرکت بزرگ موقعی که سر میز شام با حضور طرف قرارداد، دست‌به‌کاری زد که مرسوم نبود، یعنی چاقوی سسي خود را لیس زد. این لیسیدن، برای او سی میلیون دلار تمام شد. طرف قرارداد، از عمل وی آزرده شده بود و قرارداد را با مدیری که آداب‌دان نبود، لغو کرد.

 

دوشنبه ۴/۲/۱۳۹۶ عید مبعث مبارک.

اهمیت ارتباطات

اهمیت مهارت های ارتباطی چیست؟

با سلام به شما دوست محترم و عزیز

همه ما شنیده‌ایم که در عصری زندگی می‌کنیم که به آن عصر ارتباطات می‌گویند. اما آیا واقعاً ارتباطات این‌قدر مهم است که  زمانه ما را بدان نام‌گذاری کنند؟ بله

ارتباطات جز اجتناب‌ناپذیر زندگی ما شده، ارتباط من با خودم، ارتباط من باخدا یا نیروی برتر، ارتباط من با اطرافیانم شامل پدر و مادر، همسر، فرزند و همکار و غیره همه و همه نمونه‌هایی از ارتباطات روزمره ماست.

به نظرم اگر بخواهیم یکی از اساسی‌ترین فاکتورها در عامل موفق شدن یک فرد یا شکستش را بخواهیم نام ببریم آن فاکتور چیزی جز ارتباطات و مهارت‌های ارتباطی نخواهد بود.

بسیاری از افراد بلد نیستند با پدر و مادرشان ارتباط برقرار کنند و با آن‌ها تنش دارند.

بسیاری از زندگی‌ها به طلاق می‌انجامد چون زوجین زبان هم را نمی‌فهمند.

هزاران فرصت شغلی از دست می‌رود چون افراد زبان صحبت با کارفرما را بلد نیستند.

دوستی‌های بسیاری به جدایی می‌انجامد چون افراد بلد نیستند ارتباط مؤثر برقرار کنند.

به‌جرئت می‌توانم بگویم کسی که مهارت‌های ارتباطی را بلد است گنج باارزشی دارد که سودهای بسیاری به او خواهد رساند.

کسی که مهارت‌های ارتباطی بلد است احتمالاً ثروتمند است، احتمالاً معلم و استاد بهتری است، احتمالاً کارمند موفق‌تری می‌شود و احتمالاً همسر و یا پدر و مادر خوبی خواهد بود. چرا احتمالاً؟

چون به تجربه آموخته‌ام بسیاری از چیزها در دنیا نسبی است و فقط احمق‌ها با قطعیت راجع به همه‌چیز صحبت می‌کنند. هر که دانش بیشتری دارد احتمالاً تردیدهای بیشتری نیز خواهد داشت.

در اطرافیانم وقتی به هر فرد موفقی نگاه می‌کنم می‌بینم مهارت‌های ارتباطی مخرج مشترک ویژگی همه آن انسان‌های موفق است.

استادی داشتم که حقیقتاً استاد ارتباطات بود ایشان به‌قدری در ارتباط با طرف مقابل مؤثر و بانفوذ بود که توانایی داشت در عرض چند دقیقه با کلمات بسیار ساده و معمولی شما را بگریاند و یا بخنداند. در کارش نیز بسیار موفق بوده و هست و هم‌اکنون معاون یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه‌های دولتی ایران است. ایشان یک‌بار سر کلاس به ما گفت من هر موفقیتی که در زندگی به دست آوردم (از ازدواج با یک پزشک فوق تخصص تا مناصب اداری و …) به خاطر توانمندی‌های ارتباطی‌ام بوده است. البته ناگفته نماند ایشان ازلحاظ علمی و اجرایی نیز لایق و توانمند بوده و هستند.

دانستن علم ارتباطات و عمل به آن می‌تواند ما را ثروتمند کند.

می‌تواند ما را شادتر کند.

می‌تواند ما را به ارتقا شغلی برساند.

می‌تواند باعث تحکیم روابط ما با عزیزانمان شود.

می‌تواند به‌سلامتی جسم و روح ما کمک کند.

وقتی پیش استاد بزرگم که ۲۰ سال است خودسازی می‌کند رفتم تا درباره هدف و رسالتم و ایجاد این وب‌سایت صحبت کنم ایشان بعد از شنیدن صحبت‌هایم بسیار منقلب شده و به من گفت: موضوعتان خیلی موردنیاز جامعه است شروع کنید و بدانید الله شما را حمایت می‌کند. این مهارت به‌شدت مغفول مانده و چه خسارت‌هایی که به مردم نمی‌زند.

به مسیری که انتخاب کرده بودم مصمم‌تر شدم و تصمیم دارم آن را با کمک شما پرقدرت ادامه دهم

هدف من از ایجاد این وب‌سایت کمک به دیگران برای پی بردن به اهمیت ارتباطات در زندگی و شغلشان و تلاش برای موفق شدنشان هست.

سؤالی که پیش می‌آید این است که آیا من صلاحیت‌دارم درباره این موضوع کارکنم: فکر می‌کنم با پشتوانه علمی خوبی که دارم (داشتن دو رتبه تک‌رقمی در کنکور و تحصیل در دو تا از بهترین دانشگاه‌های کشور با بهترین معدل و خواندن کتاب‌های بسیار زیاد در حوزه موفقیت و ارتباطات) و عمل به دانسته‌هایم که خودم را موفق کرده می‌توانم به دیگران نیز آموزش دهم. خدا را سپاسگزارم که در حد خودم زندگی خوبی دارم همسر عالی، فرزند عالی، روابط موفق و سلامتی و احساس رضایت و خوشبختی.

بنابراین مانند کوزه‌گری نیستم که از کوزه شکسته آب بخورم. یادم می‌آید استادم می‌گفت درد جامعه ما این است که الآن انسان‌های ناموفق شده‌اند معلم و مدرس موفقیت و من هم از این به‌اصطلاح اساتید به‌وفور دیده‌ام.هرچند معتقدم هر فردی در هر جایگاهی می‌تواند هم معلم باشد و هم شاگرد. من اگر برای فردی معلم هستم قطعاً در جای دیگر و برای فردی دیگر شاگردی می‌کنم. استاد من هم خودش در جای دیگری شاگرد است. بنابراین هر فردی همزمان هم یاد دهنده است و هم یادگیرنده.

مهم‌ترین معیار قضاوت اینکه آیا من صلاحیت آموزش رادارم شما خواننده عزیز هستید اگر من توانستم کاری کنم شما بعد از یک‌بار بازدید بازهم به سایت من بیایید و مطالبم را دنبال کنید این نشان‌دهنده موفقیت من است. لذا تمام تلاشم را بکار خواهم بست که بتوانم مفید باشم. بتوانم آدم به‌دردبخوری باشم. بتوانم دنیا را جای بهتری برای زندگی کنم هم برای خودم هم برای اطرافیان. من اینجا با قلبم می‌نویسم. با عشق می‌نویسم. برای تو دوست محترم و عزیزم می‌نویسم. باصداقت و سخاوت می‌نویسم. برای موفقیت تو دوست خوبم می‌نویسم. برای اینکه تو موفق شوی ابزارها و دانشی که یاد گرفته‌ام را رو می‌کنم. حتی ابایی ندارم رقبایم را اگر حرفی برای گفتن داشته باشند به تو معرفی کنم. حتماً منابع دیگری ازجمله سایت‌های خوب و کتاب‌های مناسب را بهت معرفی خواهم کرد. هرگز برای کسب منفعت به شما نخواهم گفت فقط مطالب من خوب است. فقط وب‌سایت من فلان و بهمان است. نه! هرگز! سایت‌های خوب بسیاری حتی در حوزه مهارت‌های ارتباطی هست که حتماً به شما معرفی خواهم کرد. من هم بسیاری از دانسته‌هایم را علاوه بر کتاب‌ها، مدیون اساتید دیگری هستم.

دوست خوبم از شما چند خواهش دارم. صادقانه از شما می‌خواهم من را حمایت کنید.

از من حمایت مادی کنید تا راهم را پرقدرت ادامه دهم. محصولات وب‌سایتم را هرکدام که برایتان مناسب است خریداری کنید. من هم رعایت انصاف را در قیمت‌گذاری و تولید محتوای خوب انجام خواهم داد. اگر وب‌سایت درآمدی نداشته باشد قطعاً روی انگیزه و ادامه کارم تأثیر می‌گذارد.

همچنین وب‌سایتم را به دوستان و خانواده‌تان معرفی کنید. اگر ایرادی در نوشته‌هایم یا وب‌سایت هست به من تذکر دهید تا اصلاح کنم. (این هم حمایت معنوی)

از شما متشکرم که تا اینجا نوشته‌ام را مطالعه کردید.لطفاً مقاله‌های بعدی را دنبال کنید قول می‌دهم برایتان مفید خواهد بود و به‌اندازه وقتی‌که به من می‌دهید برایتان سود خواهم رساند.

با عشق و احترام

حسین شیرمحمدی

دوشنبه ۲۷/۷/۹۴ (ویرایش ۳/۲/۱۳۹۶)

 

 

 

 

مهارت ارتباطی

مهارت ارتباطی چیست؟

با سلام به شما دوست محترم و عزیز

همه ما شنیده‌ایم که در عصری زندگی می‌کنیم که به آن عصر ارتباطات می‌گویند. اما آیا واقعاً ارتباطات این‌قدر مهم است که  زمانه ما را بدان نام‌گذاری کنند؟ بله

ارتباطات جز اجتناب‌ناپذیر زندگی ما شده، ارتباط من با خودم، ارتباط من باخدا یا نیروی برتر، ارتباط من با اطرافیانم شامل پدر و مادر، همسر، فرزند و همکار و غیره همه و همه نمونه‌هایی از ارتباطات روزمره ماست.

به نظرم اگر بخواهیم یکی از اساسی‌ترین فاکتورها در عامل موفق شدن یک فرد یا شکستش را بخواهیم نام ببریم آن فاکتور چیزی جز ارتباطات و مهارت‌های ارتباطی نخواهد بود.

بسیاری از افراد بلد نیستند با پدر و مادرشان ارتباط برقرار کنند و با آن‌ها تنش دارند.

بسیاری از زندگی‌ها به طلاق می‌انجامد چون زوجین زبان هم را نمی‌فهمند.

هزاران فرصت شغلی از دست می‌رود چون افراد زبان صحبت با کارفرما را بلد نیستند.

دوستی‌های بسیاری به جدایی می‌انجامد چون ما بلد نیستیم ارتباط مؤثر برقرار کنیم.

به‌جرئت می‌توانم بگویم کسی که مهارت‌های ارتباطی را بلد است گنج باارزشی دارد که سودهای بسیاری به او خواهد رساند.

کسی که مهارت‌های ارتباطی بلد است احتمالاً ثروتمند است، احتمالاً معلم و استاد بهتری است، احتمالاً کارمند موفق‌تری می‌شود و احتمالاً همسر و یا پدر و مادر خوبی خواهد بود. چرا احتمالاً؟ چون به تجربه آموخته‌ام بسیاری از چیزها در دنیا نسبی است و فقط احمق‌ها با قطعیت راجع به همه‌چیز صحبت می‌کنند. هر که دانش بیشتری دارد احتمالاً تردیدهای بیشتری نیز خواهد داشت.

در اطرافیانم وقتی به هر فرد موفقی نگاه می‌کنم می‌بینم مهارت‌های ارتباطی مخرج مشترک ویژگی همه آن انسان‌های موفق است.

استادی داشتم که حقیقتاً استاد ارتباطات بود ایشان به‌قدری در ارتباط با طرف مقابل مؤثر و بانفوذ بود که توانایی داشت در عرض چند دقیقه با کلمات بسیار ساده و معمولی شما را بگریاند و یا بخنداند. در کارش نیز بسیار موفق بوده و هست و هم‌اکنون معاون یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه‌های دولتی ایران است. ایشان یک‌بار سر کلاس به ما گفت من هر موفقیتی که در زندگی به دست آوردم (از ازدواج با یک پزشک فوق تخصص تا مناصب اداری و …) به خاطر توانمندی‌های ارتباطی‌ام بوده است. البته ناگفته نماند ایشان ازلحاظ علمی و اجرایی نیز لایق و توانمند بوده و هستند.

دانستن علم ارتباطات و عمل به آن می‌تواند ما را ثروتمند کند.

 می‌تواند ما را شادتر کند.

 می‌تواند ما را به ارتقا شغلی برساند.

 می‌تواند باعث تحکیم روابط ما با عزیزانمان شود.

 می‌تواند به‌سلامتی جسم و روح ما کمک کند.

وقتی پیش استاد بزرگم که ۲۰ سال است خودسازی می‌کند رفتم تا درباره هدف و رسالتم و ایجاد این وب‌سایت صحبت کنم ایشان بعد از شنیدن صحبت‌هایم بسیار منقلب شده و به من گفت: موضوعتان خیلی موردنیاز جامعه است شروع کنید و بدانید الله شما را حمایت می‌کند. این مهارت به‌شدت مغفول مانده و چه خسارت‌هایی که به مردم نمی‌زند.

به مسیری که انتخاب کرده بودم مصمم‌تر شدم و تصمیم دارم آن را با کمک شما پرقدرت ادامه دهم

هدف من از ایجاد این وب‌سایت کمک به دیگران برای پی بردن به اهمیت ارتباطات در زندگی و شغلشان و تلاش برای موفق شدنشان هست.

سؤالی که پیش می‌آید این است که آیا من صلاحیت‌دارم درباره این موضوع کارکنم: فکر می‌کنم با پشتوانه علمی خوبی که دارم (داشتن دو رتبه تک‌رقمی در کنکور و تحصیل در دو تا از بهترین دانشگاه‌های کشور با بهترین معدل و خواندن کتاب‌های بسیار زیاد در حوزه موفقیت و ارتباطات) و عمل به دانسته‌هایم که خودم را موفق کرده می‌توانم به دیگران نیز آموزش دهم. خدا را سپاسگزارم که در حد خودم زندگی خوبی دارم همسر عالی، فرزند عالی، روابط موفق و سلامتی و احساس رضایت و خوشبختی.

بنابراین مانند کوزه‌گری نیستم که از کوزه شکسته آب بخورم. یادم می‌آید استادم می‌گفت درد جامعه ما این است که الآن انسان‌های ناموفق شده‌اند معلم و مدرس موفقیت. و من هم از این به‌اصطلاح اساتید به‌وفور دیده‌ام.هرچند معتقدم هر فردی در هر جایگاهی می‌تواند هم معلم باشد و هم شاگرد. من اگر برای فردی معلم هستم قطعاً در جای دیگر و برای فردی دیگر شاگردی می‌کنم. استاد من هم خودش در جای دیگری شاگرد است. بنابراین هر فردی همزمان هم یاد دهنده است و هم یادگیرنده.

مهم‌ترین معیار قضاوت اینکه آیا من صلاحیت آموزش رادارم شما خواننده عزیز هستید اگر من توانستم کاری کنم شما بعد از یک‌بار بازدید بازهم به سایت من بیایید و مطالبم را دنبال کنید این نشان‌دهنده موفقیت من است. لذا تمام تلاشم را بکار خواهم بست که بتوانم مفید باشم. بتوانم آدم به‌دردبخوری باشم. بتوانم دنیا را جای بهتری برای زندگی کنم هم برای خودم هم برای اطرافیان. من اینجا با قلبم می‌نویسم. با عشق می‌نویسم. برای تو دوست محترم و عزیزم می‌نویسم. باصداقت و سخاوت می‌نویسم. برای موفقیت تو دوست خوبم می‌نویسم. برای اینکه تو موفق شوی ابزارها و دانشی که یاد گرفته‌ام را رو می‌کنم. حتی ابایی ندارم رقبایم را اگر حرفی برای گفتن داشته باشند به تو معرفی کنم. حتماً منابع دیگری ازجمله سایت‌های خوب و کتاب‌های مناسب را بهت معرفی خواهم کرد. هرگز برای کسب منفعت به شما نخواهم گفت فقط مطالب من خوب است. فقط وب‌سایت من فلان و بهمان است. نه! هرگز! سایت‌های خوب بسیاری حتی در حوزه مهارت‌های ارتباطی هست که حتماً به شما معرفی خواهم کرد. من هم بسیاری از دانسته‌هایم را علاوه بر کتاب‌ها، مدیون اساتید دیگری هستم.

دوست خوبم از شما چند خواهش دارم. صادقانه از شما می‌خواهم من را حمایت کنید.

از من حمایت مادی کنید تا راهم را پرقدرت ادامه دهم. محصولات وب‌سایتم را هرکدام که برایتان مناسب است خریداری کنید. من هم رعایت انصاف را در قیمت‌گذاری و تولید محتوای خوب انجام خواهم داد. اگر وب‌سایت درآمدی نداشته باشد قطعاً روی انگیزه و ادامه کارم تأثیر می‌گذارد.

همچنین وب‌سایتم را به دوستان و خانواده‌تان معرفی کنید. اگر ایرادی در نوشته‌هایم یا وب‌سایت هست به من تذکر دهید تا اصلاح کنم. (این هم حمایت معنوی)

از شما متشکرم که تا اینجا نوشته‌ام را مطالعه کردید.لطفاً مقاله‌های بعدی را دنبال کنید قول می‌دهم برایتان مفید خواهد بود و به‌اندازه وقتی‌که به من می‌دهید برایتان سود خواهم رساند.

با عشق و احترام

حسین شیرمحمدی

دوشنبه ۲۷/۷/۹۴