انتخاب عطر خوب

آداب عطر و چند نکته ضروری درباره عطر که باید بدانید.

آداب عطر و چند نکته ضروری درباره عطر که باید بدانید

عطر مایعی است که درون بطری، بسته بندی شده و برای خوشبو کردن بدن انسان استفاده می شود.
قدیمی ترین عطرها سوزاندنی بودند مانند عود.
در آثار شعرا از عطرهایی مانند بان،کافور،مشک،عود،عنبر،غالیه و گلاب نام برده شده است.اما استفاده از عطر به شکل امروزی و درون بطری شیشه ای بیش از ۲۰۰ سال قدمت ندارد.

ترکیبات تشکیل دهنده عطر شامل:

۱-اسانس که بخش اصلی عطر است که در واقع همان ماده معطر است که انواع طبیعی (از گیاه و حیوان) و سنتزی دارد و در آب قابل حل نیست.
نکته: یک کیلوگرم اسانس گل رز خالص ۲۵ میلیون تومان است.

۲-ماده حامل یا حلال: برای رقیق کردن اسانس استفاده می شود.رایج ترین نوع حلال در عطر سازی الکل بی بو شده (اتانول ۹۵%) است.الکل باعث میشود اسانس به خوبی پخش شود و از رشد میکروب ها جلوگیری می کند.

۳-مواد افزودنی شامل آنتی اکسیدان ها،مواد رنگی که جهت افزایش پایداری و جذابیت فیزیکی به عطرها اضافه می شود.

نوت و آکورد عطر:

به بوی خاص یک ماده منفرد نوت می گویند.به مخلوط دو یا تعداد بیشتری ماده که تم بویایی یکسان دارند آکورد گفته می شود.

مثلا کومارین،پاچولی و خزه بلوط چند ماده با زمینه بویایی یکسان هستند که آکورد اصلی عطرهای فوژر را تشکیل می دهند.

برای ورود به عرصه عطر سازی گاهی لازم است رایحه ۲۰۰۰ نت را به خاطر بسپاریم!!!

نوت ها ۴ دسته هستند: شیرین/اسیدی/سوخته/کاپریلیک

تقسیم بندی رایحه یک عطر:

وقتی که عطر می زنیم مولکول های مختلف تشکیل دهنده ساختار عطر در زمان های مختلف تبخیر می شوند و به سلول های عصبی بویایی ما می رسند.

اولین ماده ای که تبخیر می شود بوی الکل است.

وقتی عطر را روی کاغذهای تست (بلاتر) اسپری می کنیم هم اولین بویی که به مشام می رسد بوی الکل است.

بنابراین چند ثانیه باید صبر کنیم تا الکل آن تبخیر شود و به اصطلاح بپرد.

سپس به ترتیب اجزای مختلف رایحه عطر که عبارت است از پیش رایحه،میان رایحه و پس رایحه در زمان های مختلف تبخیر می شوند و به مشام می رسند.

پیش رایحه (یا رایحه فوقانی) آن بخش از رایحه یک عطر است که چند ثانیه بعد از عطر زدن به مشام می رسد و تا چند دقیقه دوام دارد(عموما ۱۵ تا ۲۰ دقیقه)

میان رایحه: بخشی از رایحه که تا چند ساعت دوام دارد و ملاک ما برای انتخاب عطر باید این قسمت باشد.

رایحه میانی قلب یک عطر است و وقتی ما یک عطر را به خاطر می آوریم در واقع به بخش میان رایحه آن فکر می کنیم.

پس رایحه: بخشی از رایحه عطر که گاهی تا چند ساعت و چند روز دوام دارد را پس رایحه یا رایحه پایه عطر می نامیم.

چگونه عطر مناسب انتخاب کنیم:

۱-زمانی که خسته،گرسنه،بیمار و خصوصا سرماخورده هستیم عطر انتخاب نکنیم.

زمانی که برای خرید عطر بیرون می رویم به پوست مان عطر نزنیم زیرا ممکن است تداخل پیدا کند.

کاغذ آغشته به عطر را برای بوییدن به بینی خود نچسبانیم و با فاصله چند سانتیمتری آن را ببوییم.

۲-عطر را از بطری بو نکنید با اینکارفقط بوی الکل و ترکیبات فرار عطر را خواهیم بویید.

۳-بیش از سه عطر را پشت سرهم تست نکنید.

زیرا برای یک فرد معمولی که بینی اش را تقویت نکرده حس بویایی بعد از سه بار بوییدن خسته می شود و دیگر قادر به تشخیص بوها نیست.

برای رفع خستگی بویایی،بوییدن قهوه توصیه می شود.

قهوه شامه را آزاد می کند.در بسیاری از عطر فروشی ها برای همین کار یک شیشه قهوه کنار گذاشته شده است تا فرد بتواند خستگی شامه اش را با بوییدن آن برطرف کند.

۴-سه روش متداول برای بوییدن یک عطر وجود دارد:

 

الف)بوییدن درب بطری

ب)استفاده از کاغذ تست عطر که به آن بلاتر می گویند.کاغذ بلاتر روش خوبی است چون هم الکل می پرد و هم رایحه فوقانی،میانی و پایه را می توان سر فرصت فهمید.

ج)بهترین روش امتحان کردن عطر روی مچ دست است،زیرا رایحه اصلی یک عطروقتی مشخص می شود که با ترکیبات شیمیایی پوست آمیخته شود و گرمای پوست به آن برسد.

روش پیشنهادی بوییدن با کاغذ و پوست است.گاهی ممکن است هم رایحه خنک دوست داشته باشید و هم تلخ.می توانید هر دونوع را انتخاب کنید.
توصیه می شود عطر ها را سه تایی بررسی کنید و نهایتا دو تا را گزینش کرده و یکی را به مچ دست راست و دیگری را به مچ دست چپ بزنید و یکساعت بعد بوییده و انتخاب کنید.

آیا ماندگاری عطر خیلی مهم است؟

خیر.لزوما ماندگاری بالا به معنای کیفیت زیاد عطر نیست.چون برخی افراد ترجیح می دهند صبح ها برای ورزش از یک عطر استفاده کنند،

چند ساعت بعد برای محیط کار عطری دیگر و شب برای مهمانی نیز عطر دیگری انتخاب کنند.

به همین دلیل عطر سازان ماندگاری برخی عطرها را به عمد پایین در نظر می گیرند تا نیازی نباشد فرد هر چند ساعت یکبار حمام برود تا بوی خود را عوض کند.

یک ترفند کوچک: اگر دوست دارید عطری که می زنید ماندگارتر باشد،قبل از اسپری کردن عطر،روی پوست کمی وازلین بی بو یا یک کرم مرطوب کننده از خانواده همان عطر روی پوست بمالید تا چرب شود،سپس عطر را روی آن اسپری کنید.

عمق عطر یعنی چه: رایحه عطر در طول زمان یکسان یا ثابت نیست.وقتی عطر می زنیم،یک ساعت بعد یک بویی می دهند،و دو ساعت بعد بوی دیگری دارند و با گذشت زمان روایح متنوعی منتشر می کنند،عطری که این ویژگی را دارد عمق دارد.

عطر باید روی پوست استفاده شود نه روی لباس زیرا اساسا عطر برای پوست طراحی شده نه لباس.

عطرهایی که عمق دارند و از چند لایه تشکیل شده اند فقط اگر روی پوست استفاده شوند می توانند کارایی شان را نشان دهند.

استفاده از عطر روی لباس می تواند باعث لک شدن لباستان شده و اگر لباس عرق کند،بوی عطر با بوی عرق مخلوط شده و بسیار نامطبوع می شود.

ادوتوالت بهتر است یا ادوپرفیوم: ادوپرفیوم ها درصد اسانس بیشتری نسبت به ادوتوالت دارند اولی ۱۵ تا ۲۰ درصد اسانس دارد و دومی ۵ تا ۱۵%.
در هوای مرطوب بهتر است ادوتوالت استفاده شود و در هوای خشک ادوپرفیوم ترجیح داده می شود.

خیلی ها معتقدند که عطر برای خانم هاست و ادکلن برای آقایان.اما در واقعیت ادوتوالت، ادوکلن و ادپرفیوم به غلظت اسانس عطر بستگی دارد.اگر چه معمولا عطر های زنانه ادوپرفیوم است و عطرهای مردانه ادوتوالت.اما این موضوع عمومیت ندارد.

ماندگاری عطر به ترکیبات چربی دوست و روغنی داخل عطر بستگی دارد.

عطر و تاثیر آن در میل جنسی:

ضرب المثلی می گوید: بوی خوب از لباس خوب هم جذاب تر است.

همه قبول دارند که انسان در هنگامی که پاکیزه است و بوی خوش می دهد،برای برقراری رابطه جنسی جذاب تر از کسی است که چند روز حمام نرفته و بوی عرق می دهد.

یکی از مهم ترین علت های بی میلی جنسی در زوج ها می تواند بوی ناخوشایند طرف مقابل باشد.

لذا توصیه می شود قبل از برقراری رابطه جنسی استحمام کنید و در صورت تمایل،عطر ملایم و مورد علاقه همسرتان را آن هم به میزان بسیار کم استفاده کنید.

 

اثر بو در کسب و کارها:

این سوال را از خود بپرسید: برند من چه بویی دارد.بله درست خواندید برند من چه بویی دارد.

یک رایحه ساده را انتخاب کرده و آن را آگاهانه امضای خود کنید.

تحقیقات نشان می دهد روایح ساده تاثیرگذارتر از روایح ترکیبی است مثلا رایحه پرتقال به تنهایی موثرتر از رایحه پرتقال و ریحان است.

بهتر است از یک رایحه منحصر به فرد استفاده کرده و آن را امضای خود کنید تا مشتری هرجا آن را بویی یاد شما بیفتد.

بوی خوب اثر هاله ای دارد و باعث جلب اعتماد بیشتر می شود.

آیا شما به فردی که بوی خوب می دهد بیشتر اعتماد می کنید یا کسی که بوی عرق می دهد.

منبع این نوشتار: کتاب مفید الفبای عطر نوشته دوست خوبم احسان حسنانی.

اتیکت

قوانین اتیکت (بخش اول)

قوانین اتیکت

 

اینجا نیز همان مثال قدیمی «ماهی نده بلکه ماهیگیری یاد بده» کاربرد دارد.
می‌توان صدها توصیه و مثال آورد که در عروسی و عزا چگونه رفتار کنیم در مهمانی چگونه رفتار کنیم در اماکن عمومی چگونه رفتار کنیم، در جلسه مصاحبه و مذاکره چه‌کاری بهتر است،

در مواجهه باکسانی که معلول هستند چه‌کار کنیم و هزاران موارد دیگر؛ اما بهتر و صحیح‌تر آن است که مدل ذهنی لازم را یاد بگیریم و ریشه را بفهمیم آن‌وقت مصادیق و مثال‌ها راحت‌تر درک می‌شوند.

مصادیق در طول زمان با تغییر فرهنگ تغییر می‌کند اما مدل ذهنی ثابت است. اکنون مهم‌ترین قواعد اتیکت را بیان می‌کنیم.

۱-احترام به حریم شخصی دیگران

این اصل می‌گوید ما حق نداریم وقتی بغل‌دستی‌مان در تاکسی یا مترو پیامک می‌دهد سرمان را داخل موبایل او کنیم و پیامکش را بخوانیم.

وقتی می‌خواهد عکسی از گالری موبایلش را به ما نشان دهد حق نداریم گالری‌اش را ببینیم باید صبر کنیم تا خودش عکس موردنظر را پیداکرده و به ما نشان دهد.

اصل حریم شخصی می‌گوید حتی حق نداریم موبایل همسرمان را جواب دهیم هرچقدر هم که صمیمی باشیم این کار حس خوبی به فردی که آن ور خط است نمی‌دهد و او احساس می‌کند که همسرمان استقلال ندارد.

درواقع مفهوم اصلی این است که هر آدمی حق دارد در حریم شخصی خودش حرمت داشته باشد و دیگران نباید وارد آن حریم شوند. ممکن است این حریم یک قسمت بسیار کوچک از این دنیای بزرگ باشد اما بااین‌وجود این قسمت متعلق به اوست و هیچ‌کس تأکید می‌کنم هیچ‌کس حق ورود به این حریم را ندارد.

 

۲- اتیکت تظاهر نیست بلکه یک باور فکری و یک عادت رفتاری است.

اتیکت زمانی تأثیرگذار است که از عمق وجود ما نشأت بگیرد نه اینکه تصنعی اجرا شود.

درواقع اگر احترام به زیردست و بالادست و دیگر موارد اتیکت، بر اساس باور و ایمان قلبی نباشد، آنگاه چهره ما را بسیار مصنوعی جلوه می‌دهد که نسبت به حالت طبیعی نیز ما را زشت‌تر و آزاردهنده‌تر می‌کند.

اتیکت واقعی را در برخورد آدم‌ها با زیردستانشان (و یا حتی حیوانات) می‌توان دید. آن‌قدر که به شخصیت یک انسان در رفتار با یک گربه یا حیوان آواره در خیابان می‌شود پی برد با جلسات رسمی پیچیده نمی‌توان فهمید.

۳-اتیکت برای قشر مرفه و یک طبقه خاص نیست.

ممکن است در ابتدا به نظر برسد که اصولاً اتیکت برای اقشار و طبقات پایین جامعه کاربرد ندارد و به درد ثروتمندان و مرفهان بی‌درد می‌خورد؛ اما به‌جرئت می‌توان گفت که اتیکت برای همه طبقات جامعه مفید است اما شاید کاربردش کمی باهم فرق کند.

در طبقات بالای اجتماعی نوعی پرستیژ و تشخص را تداعی می‌کند و در طبقات و لایه‌های پایین اجتماع مهم‌ترین ابزار رشدشان است. اگر می‌خواهید ترقی کنید با رعایت اصول اتیکت سرعت رشد و پیشرفتتان بسیار سریع‌تر می‌شود.

۴-مهم‌ترین نکته اتیکت، دیدن دیگران و اجازه دیده شدن به دیگران است.

این مهم‌ترین کاربرد اتیکت است. اینکه غیر از خودم کس دیگری را هم ببینم. اینکه در جلسه فقط خودم حرف نزنم و به بقیه هم اجازه دهم حرف بزنند. اینکه به پیشخدمت رستوران مثل یک ربات نگاه نکنم.

یادمان باشد که دیده شدن دیگران، هم به آن‌ها حس خوبی می‌دهد و هم به شما حس و حال خوب هدیه می‌کند و چه موهبتی بالاتر از داشتن احساس خوب در تمام لحظات زندگی.

هدف اصلی اتیکت داشتن حال خوب است و حال خوب قبل از دیگران ابتدا در ما ایجاد می‌شود. حکیمی می‌گفت: «ما به کمک به نیازمندان نیازمندتریم تا آن‌ها به کمک ما» چون آن‌ها از ما پول خوب می‌گیرند و ما از آن‌ها حال خوب می‌خریم. اتیکت خریدن حال خوب است و ما به آن نیازمندیم.

یکی از بزرگ‌ترین قوانین جهان که کمتر کسی آن را می‌داند این است:

احساسات شما، اتفاقات زندگی‌تان و درنهایت سرنوشتتان را می‌سازند پس آن را دریابید.

سؤال: آیا رعایت اصول اتیکت من را در موضع ضعف قرار نمی‌دهد؟

جواب: هرگز، نه‌تنها اتیکت شمارا در موضع ضعف قرار نمی‌دهد بلکه شمارا قدرتمندتر می‌کند.

 

وقتی با فرد ثروتمندی که موقعیت بالاتری از شما دارد به رستوران می‌روید و در حین ورود به دربان رستوران تعظیم کرده، لبخند زده و با او دست داده و احوالپرسی می‌کنید آنگاه اگر در سر میز غذا به فرد ثروتمند احترام گذاشتید او می‌فهمد که این احترام شما از روی ترس نیست و به خاطر پول هم نیست.

این پیغام پنهان شما به آن آدم است که من از روی ترس، پول، قدرت و موقعیت اجتماعی‌ات به تو احترام نمی‌گذارم.

من به امید سود قرارداد این جلسه به تو لبخند نمی‌زنم، این همان لبخندی است که به دربان رستوران زدم و همان تعظیمی است که به او کردم و همان احترامی است که به او گذاشتم.

در مقاله بعدی به سایر قوانین اتیکت می پردازیم.
حسین شیرمحمدی

ارتباطات

اتیکت دقیقا چیست؟

اتیکت دقیقا چیست؟

نزاکت یا آداب معاشرت معادل کلمه اِتیکت (Etiquette) فرانسوی است که در آغاز به معنی «بلیط کوچک» بوده است. در فرانسه، به مردمانی که می‌خواستند در یک مراسم یا مجامع عمومی شرکت کنند، بلیط های کوچکی می‌دادند؛ و در روی هر بلیط دستورهایی وجود داشت که دارنده بلیط می‌بایست در هنگام برگزاری مراسم آن‌گونه رفتار کند. پس اتیکت یعنی:

 «راه درست معاشرت کردن با دیگران»

اتیکت نوعی از ادب است، ادب مدرن؛ اما ادبی که مفهومش خیلی گسترده‌تر از سلام کردن یا به کار بردن کلمه «شما» به‌جای «تو» است. اتیکت مصداق‌های جدید قوانین قدیمی ادب و اخلاق است. رفتارهای ما از سه فیلتر می‌گذرد اول مذهب و اخلاق دوم عرف و سنت و سوم قانون.

وقتی شما به فقیری کمک می‌کنید ریشه این رفتارتان مذهب و اخلاق است، وقتی از چراغ‌قرمز عبور نمی‌کنید ریشه رفتارتان قانون است،

اما واقعیت گاهی نکاتی وجود دارد که شاید در مذهب و قانون و عرف نگنجد یا حداقل ما نتوانیم آن را به‌راحتی از مذهب و قانون و عرف استخراج‌کنیم اینجاست که اتیکت به کمک ما می‌آید.

قوانین ادب، ساده، کلی و اندک‌اند؛ اما مصادیق ادب بسیار زیادند با پیچیدگی‌های تکنولوژیک و روابط گسترده در دنیای امروز و باوجود اینترنت و شبکه‌های اجتماعی و غیره، تشخیص مصادیق ادب برایمان گاهی سخت می‌شود و ما عملاً نمی‌دانیم که آیا رفتارمان در این فضاهای جدید مؤدبانه است یا خیر؟

 

اتیکت فقط این نیست که در حضور مدیرعاملمان یا یک شخص ثروتمند یا مقام بالا متشخص رفتار کنیم اتیکت یعنی دیگران را ببینیم و برای آن‌ها سهمی قائل باشیم.

اتیکت یعنی همراه و همکار خوبی برای دیگران باشیم. اتیکت یعنی وقتی من در کنار شما هستم به شما احساس و حال خوب بدهم یا اینکه وقتی در کنار شما هستم بودن من را به نبودنم ترجیح بدهید و دوست داشته باشید که من در فضای شما باشم.

اتیکت یعنی من از موقعیتی که باعث شرمساری شما می‌شود جلوگیری کنم مثلاً اگر چیزی به‌صورت یا لباس شما چسبیده و باعث شرمساری‌تان می‌شود، شما را مؤدبانه از وجود آن آگاه کنم.

اتیکت یعنی درک دیگران به معنای واقعی کلمه. اتیکت مجموعه تشریفاتی است که اگر رعایت شود حضور و بودنمان نه‌تنها دردسری برای کسی نخواهد داشت بلکه حال خوب و خوشی به آن‌ها خواهد داد. البته قطعاً نتیجه این کار حال خوب خودمان است.

همه‌ی ما از قدیم می‌دانیم که سرزده و بدون اطلاع قبلی نباید به مهمانی برویم و بدون اجازه صاحب‌خانه نباید مهمان اضافی با خود ببریم، ما این موضوع را می‌دانیم، آن را بارها در جامعه دیده‌ایم و برایمان عادت شده و رعایت می‌کنیم اما باوجوداین شاید ندانیم که «Add» کردن دیگران در گروه‌های شبکه‌های اجتماعی نیز اجازه می‌خواهد.

ما مصادیق جدید ادب را نمی‌دانیم و تشخیص آن برایمان دشوار است اینجاست که فرشته‌ی مهربان علم اتیکت به کمک ما می‌آید.

اتیکت شبیه بسته‌بندی شکلات است اگر بهترین شکلات دنیا با بهترین طعم و مزه و مرغوب‌ترین مواد اولیه اما بدون بسته‌بندی مناسب ارائه شود جزو اجناس فله‌ای و فاقد مشخصات خواهد بود که هرگز خریداری‌نشده و در ویترین مغازه باقی خواهد ماند.

اتیکت آن ۱% لعنتی است که ندانستنش باعث می‌شود تمام تلاش‌های ۹۹% ای ما قربانی آن ۱% شود. اگر اتیکت ندانیم گاهی فقط با یک رفتار نامتعارف در جلسه‌ی مصاحبه‌ی کاری آن شغل را از دست می‌دهیم یا گاهی با یک رفتار نادرست ارتقای شغلی و موقعیت بهتر را از دست خواهیم داد.

«آلن ولفرست» یکي از کارشناسان اتیکت تعریف می‌کند که مدیر فروش یک شرکت بزرگ موقعی که سر میز شام با حضور طرف قرارداد، دست‌به‌کاری زد که مرسوم نبود، یعنی چاقوی سسي خود را لیس زد. این لیسیدن، برای او سی میلیون دلار تمام شد. طرف قرارداد، از عمل وی آزرده شده بود و قرارداد را با مدیری که آداب‌دان نبود، لغو کرد.

 

دوشنبه ۴/۲/۱۳۹۶ عید مبعث مبارک.

اهمیت ارتباطات

اهمیت مهارت های ارتباطی چیست؟

با سلام به شما دوست محترم و عزیز

همه ما شنیده‌ایم که در عصری زندگی می‌کنیم که به آن عصر ارتباطات می‌گویند. اما آیا واقعاً ارتباطات این‌قدر مهم است که  زمانه ما را بدان نام‌گذاری کنند؟ بله

ارتباطات جز اجتناب‌ناپذیر زندگی ما شده، ارتباط من با خودم، ارتباط من باخدا یا نیروی برتر، ارتباط من با اطرافیانم شامل پدر و مادر، همسر، فرزند و همکار و غیره همه و همه نمونه‌هایی از ارتباطات روزمره ماست.

به نظرم اگر بخواهیم یکی از اساسی‌ترین فاکتورها در عامل موفق شدن یک فرد یا شکستش را بخواهیم نام ببریم آن فاکتور چیزی جز ارتباطات و مهارت‌های ارتباطی نخواهد بود.

بسیاری از افراد بلد نیستند با پدر و مادرشان ارتباط برقرار کنند و با آن‌ها تنش دارند.

بسیاری از زندگی‌ها به طلاق می‌انجامد چون زوجین زبان هم را نمی‌فهمند.

هزاران فرصت شغلی از دست می‌رود چون افراد زبان صحبت با کارفرما را بلد نیستند.

دوستی‌های بسیاری به جدایی می‌انجامد چون افراد بلد نیستند ارتباط مؤثر برقرار کنند.

به‌جرئت می‌توانم بگویم کسی که مهارت‌های ارتباطی را بلد است گنج باارزشی دارد که سودهای بسیاری به او خواهد رساند.

کسی که مهارت‌های ارتباطی بلد است احتمالاً ثروتمند است، احتمالاً معلم و استاد بهتری است، احتمالاً کارمند موفق‌تری می‌شود و احتمالاً همسر و یا پدر و مادر خوبی خواهد بود. چرا احتمالاً؟

چون به تجربه آموخته‌ام بسیاری از چیزها در دنیا نسبی است و فقط احمق‌ها با قطعیت راجع به همه‌چیز صحبت می‌کنند. هر که دانش بیشتری دارد احتمالاً تردیدهای بیشتری نیز خواهد داشت.

در اطرافیانم وقتی به هر فرد موفقی نگاه می‌کنم می‌بینم مهارت‌های ارتباطی مخرج مشترک ویژگی همه آن انسان‌های موفق است.

استادی داشتم که حقیقتاً استاد ارتباطات بود ایشان به‌قدری در ارتباط با طرف مقابل مؤثر و بانفوذ بود که توانایی داشت در عرض چند دقیقه با کلمات بسیار ساده و معمولی شما را بگریاند و یا بخنداند. در کارش نیز بسیار موفق بوده و هست و هم‌اکنون معاون یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه‌های دولتی ایران است. ایشان یک‌بار سر کلاس به ما گفت من هر موفقیتی که در زندگی به دست آوردم (از ازدواج با یک پزشک فوق تخصص تا مناصب اداری و …) به خاطر توانمندی‌های ارتباطی‌ام بوده است. البته ناگفته نماند ایشان ازلحاظ علمی و اجرایی نیز لایق و توانمند بوده و هستند.

دانستن علم ارتباطات و عمل به آن می‌تواند ما را ثروتمند کند.

می‌تواند ما را شادتر کند.

می‌تواند ما را به ارتقا شغلی برساند.

می‌تواند باعث تحکیم روابط ما با عزیزانمان شود.

می‌تواند به‌سلامتی جسم و روح ما کمک کند.

وقتی پیش استاد بزرگم که ۲۰ سال است خودسازی می‌کند رفتم تا درباره هدف و رسالتم و ایجاد این وب‌سایت صحبت کنم ایشان بعد از شنیدن صحبت‌هایم بسیار منقلب شده و به من گفت: موضوعتان خیلی موردنیاز جامعه است شروع کنید و بدانید الله شما را حمایت می‌کند. این مهارت به‌شدت مغفول مانده و چه خسارت‌هایی که به مردم نمی‌زند.

به مسیری که انتخاب کرده بودم مصمم‌تر شدم و تصمیم دارم آن را با کمک شما پرقدرت ادامه دهم

هدف من از ایجاد این وب‌سایت کمک به دیگران برای پی بردن به اهمیت ارتباطات در زندگی و شغلشان و تلاش برای موفق شدنشان هست.

سؤالی که پیش می‌آید این است که آیا من صلاحیت‌دارم درباره این موضوع کارکنم: فکر می‌کنم با پشتوانه علمی خوبی که دارم (داشتن دو رتبه تک‌رقمی در کنکور و تحصیل در دو تا از بهترین دانشگاه‌های کشور با بهترین معدل و خواندن کتاب‌های بسیار زیاد در حوزه موفقیت و ارتباطات) و عمل به دانسته‌هایم که خودم را موفق کرده می‌توانم به دیگران نیز آموزش دهم. خدا را سپاسگزارم که در حد خودم زندگی خوبی دارم همسر عالی، فرزند عالی، روابط موفق و سلامتی و احساس رضایت و خوشبختی.

بنابراین مانند کوزه‌گری نیستم که از کوزه شکسته آب بخورم. یادم می‌آید استادم می‌گفت درد جامعه ما این است که الآن انسان‌های ناموفق شده‌اند معلم و مدرس موفقیت و من هم از این به‌اصطلاح اساتید به‌وفور دیده‌ام.هرچند معتقدم هر فردی در هر جایگاهی می‌تواند هم معلم باشد و هم شاگرد. من اگر برای فردی معلم هستم قطعاً در جای دیگر و برای فردی دیگر شاگردی می‌کنم. استاد من هم خودش در جای دیگری شاگرد است. بنابراین هر فردی همزمان هم یاد دهنده است و هم یادگیرنده.

مهم‌ترین معیار قضاوت اینکه آیا من صلاحیت آموزش رادارم شما خواننده عزیز هستید اگر من توانستم کاری کنم شما بعد از یک‌بار بازدید بازهم به سایت من بیایید و مطالبم را دنبال کنید این نشان‌دهنده موفقیت من است. لذا تمام تلاشم را بکار خواهم بست که بتوانم مفید باشم. بتوانم آدم به‌دردبخوری باشم. بتوانم دنیا را جای بهتری برای زندگی کنم هم برای خودم هم برای اطرافیان. من اینجا با قلبم می‌نویسم. با عشق می‌نویسم. برای تو دوست محترم و عزیزم می‌نویسم. باصداقت و سخاوت می‌نویسم. برای موفقیت تو دوست خوبم می‌نویسم. برای اینکه تو موفق شوی ابزارها و دانشی که یاد گرفته‌ام را رو می‌کنم. حتی ابایی ندارم رقبایم را اگر حرفی برای گفتن داشته باشند به تو معرفی کنم. حتماً منابع دیگری ازجمله سایت‌های خوب و کتاب‌های مناسب را بهت معرفی خواهم کرد. هرگز برای کسب منفعت به شما نخواهم گفت فقط مطالب من خوب است. فقط وب‌سایت من فلان و بهمان است. نه! هرگز! سایت‌های خوب بسیاری حتی در حوزه مهارت‌های ارتباطی هست که حتماً به شما معرفی خواهم کرد. من هم بسیاری از دانسته‌هایم را علاوه بر کتاب‌ها، مدیون اساتید دیگری هستم.

دوست خوبم از شما چند خواهش دارم. صادقانه از شما می‌خواهم من را حمایت کنید.

از من حمایت مادی کنید تا راهم را پرقدرت ادامه دهم. محصولات وب‌سایتم را هرکدام که برایتان مناسب است خریداری کنید. من هم رعایت انصاف را در قیمت‌گذاری و تولید محتوای خوب انجام خواهم داد. اگر وب‌سایت درآمدی نداشته باشد قطعاً روی انگیزه و ادامه کارم تأثیر می‌گذارد.

همچنین وب‌سایتم را به دوستان و خانواده‌تان معرفی کنید. اگر ایرادی در نوشته‌هایم یا وب‌سایت هست به من تذکر دهید تا اصلاح کنم. (این هم حمایت معنوی)

از شما متشکرم که تا اینجا نوشته‌ام را مطالعه کردید.لطفاً مقاله‌های بعدی را دنبال کنید قول می‌دهم برایتان مفید خواهد بود و به‌اندازه وقتی‌که به من می‌دهید برایتان سود خواهم رساند.

با عشق و احترام

حسین شیرمحمدی

دوشنبه ۲۷/۷/۹۴ (ویرایش ۳/۲/۱۳۹۶)

 

 

 

 

مهارت ارتباطی

مهارت ارتباطی چیست؟

با سلام به شما دوست محترم و عزیز

همه ما شنیده‌ایم که در عصری زندگی می‌کنیم که به آن عصر ارتباطات می‌گویند. اما آیا واقعاً ارتباطات این‌قدر مهم است که  زمانه ما را بدان نام‌گذاری کنند؟ بله

ارتباطات جز اجتناب‌ناپذیر زندگی ما شده، ارتباط من با خودم، ارتباط من باخدا یا نیروی برتر، ارتباط من با اطرافیانم شامل پدر و مادر، همسر، فرزند و همکار و غیره همه و همه نمونه‌هایی از ارتباطات روزمره ماست.

به نظرم اگر بخواهیم یکی از اساسی‌ترین فاکتورها در عامل موفق شدن یک فرد یا شکستش را بخواهیم نام ببریم آن فاکتور چیزی جز ارتباطات و مهارت‌های ارتباطی نخواهد بود.

بسیاری از افراد بلد نیستند با پدر و مادرشان ارتباط برقرار کنند و با آن‌ها تنش دارند.

بسیاری از زندگی‌ها به طلاق می‌انجامد چون زوجین زبان هم را نمی‌فهمند.

هزاران فرصت شغلی از دست می‌رود چون افراد زبان صحبت با کارفرما را بلد نیستند.

دوستی‌های بسیاری به جدایی می‌انجامد چون ما بلد نیستیم ارتباط مؤثر برقرار کنیم.

به‌جرئت می‌توانم بگویم کسی که مهارت‌های ارتباطی را بلد است گنج باارزشی دارد که سودهای بسیاری به او خواهد رساند.

کسی که مهارت‌های ارتباطی بلد است احتمالاً ثروتمند است، احتمالاً معلم و استاد بهتری است، احتمالاً کارمند موفق‌تری می‌شود و احتمالاً همسر و یا پدر و مادر خوبی خواهد بود. چرا احتمالاً؟ چون به تجربه آموخته‌ام بسیاری از چیزها در دنیا نسبی است و فقط احمق‌ها با قطعیت راجع به همه‌چیز صحبت می‌کنند. هر که دانش بیشتری دارد احتمالاً تردیدهای بیشتری نیز خواهد داشت.

در اطرافیانم وقتی به هر فرد موفقی نگاه می‌کنم می‌بینم مهارت‌های ارتباطی مخرج مشترک ویژگی همه آن انسان‌های موفق است.

استادی داشتم که حقیقتاً استاد ارتباطات بود ایشان به‌قدری در ارتباط با طرف مقابل مؤثر و بانفوذ بود که توانایی داشت در عرض چند دقیقه با کلمات بسیار ساده و معمولی شما را بگریاند و یا بخنداند. در کارش نیز بسیار موفق بوده و هست و هم‌اکنون معاون یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه‌های دولتی ایران است. ایشان یک‌بار سر کلاس به ما گفت من هر موفقیتی که در زندگی به دست آوردم (از ازدواج با یک پزشک فوق تخصص تا مناصب اداری و …) به خاطر توانمندی‌های ارتباطی‌ام بوده است. البته ناگفته نماند ایشان ازلحاظ علمی و اجرایی نیز لایق و توانمند بوده و هستند.

دانستن علم ارتباطات و عمل به آن می‌تواند ما را ثروتمند کند.

 می‌تواند ما را شادتر کند.

 می‌تواند ما را به ارتقا شغلی برساند.

 می‌تواند باعث تحکیم روابط ما با عزیزانمان شود.

 می‌تواند به‌سلامتی جسم و روح ما کمک کند.

وقتی پیش استاد بزرگم که ۲۰ سال است خودسازی می‌کند رفتم تا درباره هدف و رسالتم و ایجاد این وب‌سایت صحبت کنم ایشان بعد از شنیدن صحبت‌هایم بسیار منقلب شده و به من گفت: موضوعتان خیلی موردنیاز جامعه است شروع کنید و بدانید الله شما را حمایت می‌کند. این مهارت به‌شدت مغفول مانده و چه خسارت‌هایی که به مردم نمی‌زند.

به مسیری که انتخاب کرده بودم مصمم‌تر شدم و تصمیم دارم آن را با کمک شما پرقدرت ادامه دهم

هدف من از ایجاد این وب‌سایت کمک به دیگران برای پی بردن به اهمیت ارتباطات در زندگی و شغلشان و تلاش برای موفق شدنشان هست.

سؤالی که پیش می‌آید این است که آیا من صلاحیت‌دارم درباره این موضوع کارکنم: فکر می‌کنم با پشتوانه علمی خوبی که دارم (داشتن دو رتبه تک‌رقمی در کنکور و تحصیل در دو تا از بهترین دانشگاه‌های کشور با بهترین معدل و خواندن کتاب‌های بسیار زیاد در حوزه موفقیت و ارتباطات) و عمل به دانسته‌هایم که خودم را موفق کرده می‌توانم به دیگران نیز آموزش دهم. خدا را سپاسگزارم که در حد خودم زندگی خوبی دارم همسر عالی، فرزند عالی، روابط موفق و سلامتی و احساس رضایت و خوشبختی.

بنابراین مانند کوزه‌گری نیستم که از کوزه شکسته آب بخورم. یادم می‌آید استادم می‌گفت درد جامعه ما این است که الآن انسان‌های ناموفق شده‌اند معلم و مدرس موفقیت. و من هم از این به‌اصطلاح اساتید به‌وفور دیده‌ام.هرچند معتقدم هر فردی در هر جایگاهی می‌تواند هم معلم باشد و هم شاگرد. من اگر برای فردی معلم هستم قطعاً در جای دیگر و برای فردی دیگر شاگردی می‌کنم. استاد من هم خودش در جای دیگری شاگرد است. بنابراین هر فردی همزمان هم یاد دهنده است و هم یادگیرنده.

مهم‌ترین معیار قضاوت اینکه آیا من صلاحیت آموزش رادارم شما خواننده عزیز هستید اگر من توانستم کاری کنم شما بعد از یک‌بار بازدید بازهم به سایت من بیایید و مطالبم را دنبال کنید این نشان‌دهنده موفقیت من است. لذا تمام تلاشم را بکار خواهم بست که بتوانم مفید باشم. بتوانم آدم به‌دردبخوری باشم. بتوانم دنیا را جای بهتری برای زندگی کنم هم برای خودم هم برای اطرافیان. من اینجا با قلبم می‌نویسم. با عشق می‌نویسم. برای تو دوست محترم و عزیزم می‌نویسم. باصداقت و سخاوت می‌نویسم. برای موفقیت تو دوست خوبم می‌نویسم. برای اینکه تو موفق شوی ابزارها و دانشی که یاد گرفته‌ام را رو می‌کنم. حتی ابایی ندارم رقبایم را اگر حرفی برای گفتن داشته باشند به تو معرفی کنم. حتماً منابع دیگری ازجمله سایت‌های خوب و کتاب‌های مناسب را بهت معرفی خواهم کرد. هرگز برای کسب منفعت به شما نخواهم گفت فقط مطالب من خوب است. فقط وب‌سایت من فلان و بهمان است. نه! هرگز! سایت‌های خوب بسیاری حتی در حوزه مهارت‌های ارتباطی هست که حتماً به شما معرفی خواهم کرد. من هم بسیاری از دانسته‌هایم را علاوه بر کتاب‌ها، مدیون اساتید دیگری هستم.

دوست خوبم از شما چند خواهش دارم. صادقانه از شما می‌خواهم من را حمایت کنید.

از من حمایت مادی کنید تا راهم را پرقدرت ادامه دهم. محصولات وب‌سایتم را هرکدام که برایتان مناسب است خریداری کنید. من هم رعایت انصاف را در قیمت‌گذاری و تولید محتوای خوب انجام خواهم داد. اگر وب‌سایت درآمدی نداشته باشد قطعاً روی انگیزه و ادامه کارم تأثیر می‌گذارد.

همچنین وب‌سایتم را به دوستان و خانواده‌تان معرفی کنید. اگر ایرادی در نوشته‌هایم یا وب‌سایت هست به من تذکر دهید تا اصلاح کنم. (این هم حمایت معنوی)

از شما متشکرم که تا اینجا نوشته‌ام را مطالعه کردید.لطفاً مقاله‌های بعدی را دنبال کنید قول می‌دهم برایتان مفید خواهد بود و به‌اندازه وقتی‌که به من می‌دهید برایتان سود خواهم رساند.

با عشق و احترام

حسین شیرمحمدی

دوشنبه ۲۷/۷/۹۴