اهمیت ارتباطات

اهمیت مهارت های ارتباطی چیست؟

با سلام به شما دوست محترم و عزیز

همه ما شنیده‌ایم که در عصری زندگی می‌کنیم که به آن عصر ارتباطات می‌گویند. اما آیا واقعاً ارتباطات این‌قدر مهم است که  زمانه ما را بدان نام‌گذاری کنند؟ بله

ارتباطات جز اجتناب‌ناپذیر زندگی ما شده، ارتباط من با خودم، ارتباط من باخدا یا نیروی برتر، ارتباط من با اطرافیانم شامل پدر و مادر، همسر، فرزند و همکار و غیره همه و همه نمونه‌هایی از ارتباطات روزمره ماست.

به نظرم اگر بخواهیم یکی از اساسی‌ترین فاکتورها در عامل موفق شدن یک فرد یا شکستش را بخواهیم نام ببریم آن فاکتور چیزی جز ارتباطات و مهارت‌های ارتباطی نخواهد بود.

بسیاری از افراد بلد نیستند با پدر و مادرشان ارتباط برقرار کنند و با آن‌ها تنش دارند.

بسیاری از زندگی‌ها به طلاق می‌انجامد چون زوجین زبان هم را نمی‌فهمند.

هزاران فرصت شغلی از دست می‌رود چون افراد زبان صحبت با کارفرما را بلد نیستند.

دوستی‌های بسیاری به جدایی می‌انجامد چون افراد بلد نیستند ارتباط مؤثر برقرار کنند.

به‌جرئت می‌توانم بگویم کسی که مهارت‌های ارتباطی را بلد است گنج باارزشی دارد که سودهای بسیاری به او خواهد رساند.

کسی که مهارت‌های ارتباطی بلد است احتمالاً ثروتمند است، احتمالاً معلم و استاد بهتری است، احتمالاً کارمند موفق‌تری می‌شود و احتمالاً همسر و یا پدر و مادر خوبی خواهد بود. چرا احتمالاً؟

چون به تجربه آموخته‌ام بسیاری از چیزها در دنیا نسبی است و فقط احمق‌ها با قطعیت راجع به همه‌چیز صحبت می‌کنند. هر که دانش بیشتری دارد احتمالاً تردیدهای بیشتری نیز خواهد داشت.

در اطرافیانم وقتی به هر فرد موفقی نگاه می‌کنم می‌بینم مهارت‌های ارتباطی مخرج مشترک ویژگی همه آن انسان‌های موفق است.

استادی داشتم که حقیقتاً استاد ارتباطات بود ایشان به‌قدری در ارتباط با طرف مقابل مؤثر و بانفوذ بود که توانایی داشت در عرض چند دقیقه با کلمات بسیار ساده و معمولی شما را بگریاند و یا بخنداند. در کارش نیز بسیار موفق بوده و هست و هم‌اکنون معاون یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه‌های دولتی ایران است. ایشان یک‌بار سر کلاس به ما گفت من هر موفقیتی که در زندگی به دست آوردم (از ازدواج با یک پزشک فوق تخصص تا مناصب اداری و …) به خاطر توانمندی‌های ارتباطی‌ام بوده است. البته ناگفته نماند ایشان ازلحاظ علمی و اجرایی نیز لایق و توانمند بوده و هستند.

دانستن علم ارتباطات و عمل به آن می‌تواند ما را ثروتمند کند.

می‌تواند ما را شادتر کند.

می‌تواند ما را به ارتقا شغلی برساند.

می‌تواند باعث تحکیم روابط ما با عزیزانمان شود.

می‌تواند به‌سلامتی جسم و روح ما کمک کند.

وقتی پیش استاد بزرگم که ۲۰ سال است خودسازی می‌کند رفتم تا درباره هدف و رسالتم و ایجاد این وب‌سایت صحبت کنم ایشان بعد از شنیدن صحبت‌هایم بسیار منقلب شده و به من گفت: موضوعتان خیلی موردنیاز جامعه است شروع کنید و بدانید الله شما را حمایت می‌کند. این مهارت به‌شدت مغفول مانده و چه خسارت‌هایی که به مردم نمی‌زند.

به مسیری که انتخاب کرده بودم مصمم‌تر شدم و تصمیم دارم آن را با کمک شما پرقدرت ادامه دهم

هدف من از ایجاد این وب‌سایت کمک به دیگران برای پی بردن به اهمیت ارتباطات در زندگی و شغلشان و تلاش برای موفق شدنشان هست.

سؤالی که پیش می‌آید این است که آیا من صلاحیت‌دارم درباره این موضوع کارکنم: فکر می‌کنم با پشتوانه علمی خوبی که دارم (داشتن دو رتبه تک‌رقمی در کنکور و تحصیل در دو تا از بهترین دانشگاه‌های کشور با بهترین معدل و خواندن کتاب‌های بسیار زیاد در حوزه موفقیت و ارتباطات) و عمل به دانسته‌هایم که خودم را موفق کرده می‌توانم به دیگران نیز آموزش دهم. خدا را سپاسگزارم که در حد خودم زندگی خوبی دارم همسر عالی، فرزند عالی، روابط موفق و سلامتی و احساس رضایت و خوشبختی.

بنابراین مانند کوزه‌گری نیستم که از کوزه شکسته آب بخورم. یادم می‌آید استادم می‌گفت درد جامعه ما این است که الآن انسان‌های ناموفق شده‌اند معلم و مدرس موفقیت و من هم از این به‌اصطلاح اساتید به‌وفور دیده‌ام.هرچند معتقدم هر فردی در هر جایگاهی می‌تواند هم معلم باشد و هم شاگرد. من اگر برای فردی معلم هستم قطعاً در جای دیگر و برای فردی دیگر شاگردی می‌کنم. استاد من هم خودش در جای دیگری شاگرد است. بنابراین هر فردی همزمان هم یاد دهنده است و هم یادگیرنده.

مهم‌ترین معیار قضاوت اینکه آیا من صلاحیت آموزش رادارم شما خواننده عزیز هستید اگر من توانستم کاری کنم شما بعد از یک‌بار بازدید بازهم به سایت من بیایید و مطالبم را دنبال کنید این نشان‌دهنده موفقیت من است. لذا تمام تلاشم را بکار خواهم بست که بتوانم مفید باشم. بتوانم آدم به‌دردبخوری باشم. بتوانم دنیا را جای بهتری برای زندگی کنم هم برای خودم هم برای اطرافیان. من اینجا با قلبم می‌نویسم. با عشق می‌نویسم. برای تو دوست محترم و عزیزم می‌نویسم. باصداقت و سخاوت می‌نویسم. برای موفقیت تو دوست خوبم می‌نویسم. برای اینکه تو موفق شوی ابزارها و دانشی که یاد گرفته‌ام را رو می‌کنم. حتی ابایی ندارم رقبایم را اگر حرفی برای گفتن داشته باشند به تو معرفی کنم. حتماً منابع دیگری ازجمله سایت‌های خوب و کتاب‌های مناسب را بهت معرفی خواهم کرد. هرگز برای کسب منفعت به شما نخواهم گفت فقط مطالب من خوب است. فقط وب‌سایت من فلان و بهمان است. نه! هرگز! سایت‌های خوب بسیاری حتی در حوزه مهارت‌های ارتباطی هست که حتماً به شما معرفی خواهم کرد. من هم بسیاری از دانسته‌هایم را علاوه بر کتاب‌ها، مدیون اساتید دیگری هستم.

دوست خوبم از شما چند خواهش دارم. صادقانه از شما می‌خواهم من را حمایت کنید.

از من حمایت مادی کنید تا راهم را پرقدرت ادامه دهم. محصولات وب‌سایتم را هرکدام که برایتان مناسب است خریداری کنید. من هم رعایت انصاف را در قیمت‌گذاری و تولید محتوای خوب انجام خواهم داد. اگر وب‌سایت درآمدی نداشته باشد قطعاً روی انگیزه و ادامه کارم تأثیر می‌گذارد.

همچنین وب‌سایتم را به دوستان و خانواده‌تان معرفی کنید. اگر ایرادی در نوشته‌هایم یا وب‌سایت هست به من تذکر دهید تا اصلاح کنم. (این هم حمایت معنوی)

از شما متشکرم که تا اینجا نوشته‌ام را مطالعه کردید.لطفاً مقاله‌های بعدی را دنبال کنید قول می‌دهم برایتان مفید خواهد بود و به‌اندازه وقتی‌که به من می‌دهید برایتان سود خواهم رساند.

با عشق و احترام

حسین شیرمحمدی

دوشنبه ۲۷/۷/۹۴ (ویرایش ۳/۲/۱۳۹۶)

 

 

 

 

مهارت ارتباطی

مهارت ارتباطی چیست؟

با سلام به شما دوست محترم و عزیز

همه ما شنیده‌ایم که در عصری زندگی می‌کنیم که به آن عصر ارتباطات می‌گویند. اما آیا واقعاً ارتباطات این‌قدر مهم است که  زمانه ما را بدان نام‌گذاری کنند؟ بله

ارتباطات جز اجتناب‌ناپذیر زندگی ما شده، ارتباط من با خودم، ارتباط من باخدا یا نیروی برتر، ارتباط من با اطرافیانم شامل پدر و مادر، همسر، فرزند و همکار و غیره همه و همه نمونه‌هایی از ارتباطات روزمره ماست.

به نظرم اگر بخواهیم یکی از اساسی‌ترین فاکتورها در عامل موفق شدن یک فرد یا شکستش را بخواهیم نام ببریم آن فاکتور چیزی جز ارتباطات و مهارت‌های ارتباطی نخواهد بود.

بسیاری از افراد بلد نیستند با پدر و مادرشان ارتباط برقرار کنند و با آن‌ها تنش دارند.

بسیاری از زندگی‌ها به طلاق می‌انجامد چون زوجین زبان هم را نمی‌فهمند.

هزاران فرصت شغلی از دست می‌رود چون افراد زبان صحبت با کارفرما را بلد نیستند.

دوستی‌های بسیاری به جدایی می‌انجامد چون ما بلد نیستیم ارتباط مؤثر برقرار کنیم.

به‌جرئت می‌توانم بگویم کسی که مهارت‌های ارتباطی را بلد است گنج باارزشی دارد که سودهای بسیاری به او خواهد رساند.

کسی که مهارت‌های ارتباطی بلد است احتمالاً ثروتمند است، احتمالاً معلم و استاد بهتری است، احتمالاً کارمند موفق‌تری می‌شود و احتمالاً همسر و یا پدر و مادر خوبی خواهد بود. چرا احتمالاً؟ چون به تجربه آموخته‌ام بسیاری از چیزها در دنیا نسبی است و فقط احمق‌ها با قطعیت راجع به همه‌چیز صحبت می‌کنند. هر که دانش بیشتری دارد احتمالاً تردیدهای بیشتری نیز خواهد داشت.

در اطرافیانم وقتی به هر فرد موفقی نگاه می‌کنم می‌بینم مهارت‌های ارتباطی مخرج مشترک ویژگی همه آن انسان‌های موفق است.

استادی داشتم که حقیقتاً استاد ارتباطات بود ایشان به‌قدری در ارتباط با طرف مقابل مؤثر و بانفوذ بود که توانایی داشت در عرض چند دقیقه با کلمات بسیار ساده و معمولی شما را بگریاند و یا بخنداند. در کارش نیز بسیار موفق بوده و هست و هم‌اکنون معاون یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه‌های دولتی ایران است. ایشان یک‌بار سر کلاس به ما گفت من هر موفقیتی که در زندگی به دست آوردم (از ازدواج با یک پزشک فوق تخصص تا مناصب اداری و …) به خاطر توانمندی‌های ارتباطی‌ام بوده است. البته ناگفته نماند ایشان ازلحاظ علمی و اجرایی نیز لایق و توانمند بوده و هستند.

دانستن علم ارتباطات و عمل به آن می‌تواند ما را ثروتمند کند.

 می‌تواند ما را شادتر کند.

 می‌تواند ما را به ارتقا شغلی برساند.

 می‌تواند باعث تحکیم روابط ما با عزیزانمان شود.

 می‌تواند به‌سلامتی جسم و روح ما کمک کند.

وقتی پیش استاد بزرگم که ۲۰ سال است خودسازی می‌کند رفتم تا درباره هدف و رسالتم و ایجاد این وب‌سایت صحبت کنم ایشان بعد از شنیدن صحبت‌هایم بسیار منقلب شده و به من گفت: موضوعتان خیلی موردنیاز جامعه است شروع کنید و بدانید الله شما را حمایت می‌کند. این مهارت به‌شدت مغفول مانده و چه خسارت‌هایی که به مردم نمی‌زند.

به مسیری که انتخاب کرده بودم مصمم‌تر شدم و تصمیم دارم آن را با کمک شما پرقدرت ادامه دهم

هدف من از ایجاد این وب‌سایت کمک به دیگران برای پی بردن به اهمیت ارتباطات در زندگی و شغلشان و تلاش برای موفق شدنشان هست.

سؤالی که پیش می‌آید این است که آیا من صلاحیت‌دارم درباره این موضوع کارکنم: فکر می‌کنم با پشتوانه علمی خوبی که دارم (داشتن دو رتبه تک‌رقمی در کنکور و تحصیل در دو تا از بهترین دانشگاه‌های کشور با بهترین معدل و خواندن کتاب‌های بسیار زیاد در حوزه موفقیت و ارتباطات) و عمل به دانسته‌هایم که خودم را موفق کرده می‌توانم به دیگران نیز آموزش دهم. خدا را سپاسگزارم که در حد خودم زندگی خوبی دارم همسر عالی، فرزند عالی، روابط موفق و سلامتی و احساس رضایت و خوشبختی.

بنابراین مانند کوزه‌گری نیستم که از کوزه شکسته آب بخورم. یادم می‌آید استادم می‌گفت درد جامعه ما این است که الآن انسان‌های ناموفق شده‌اند معلم و مدرس موفقیت. و من هم از این به‌اصطلاح اساتید به‌وفور دیده‌ام.هرچند معتقدم هر فردی در هر جایگاهی می‌تواند هم معلم باشد و هم شاگرد. من اگر برای فردی معلم هستم قطعاً در جای دیگر و برای فردی دیگر شاگردی می‌کنم. استاد من هم خودش در جای دیگری شاگرد است. بنابراین هر فردی همزمان هم یاد دهنده است و هم یادگیرنده.

مهم‌ترین معیار قضاوت اینکه آیا من صلاحیت آموزش رادارم شما خواننده عزیز هستید اگر من توانستم کاری کنم شما بعد از یک‌بار بازدید بازهم به سایت من بیایید و مطالبم را دنبال کنید این نشان‌دهنده موفقیت من است. لذا تمام تلاشم را بکار خواهم بست که بتوانم مفید باشم. بتوانم آدم به‌دردبخوری باشم. بتوانم دنیا را جای بهتری برای زندگی کنم هم برای خودم هم برای اطرافیان. من اینجا با قلبم می‌نویسم. با عشق می‌نویسم. برای تو دوست محترم و عزیزم می‌نویسم. باصداقت و سخاوت می‌نویسم. برای موفقیت تو دوست خوبم می‌نویسم. برای اینکه تو موفق شوی ابزارها و دانشی که یاد گرفته‌ام را رو می‌کنم. حتی ابایی ندارم رقبایم را اگر حرفی برای گفتن داشته باشند به تو معرفی کنم. حتماً منابع دیگری ازجمله سایت‌های خوب و کتاب‌های مناسب را بهت معرفی خواهم کرد. هرگز برای کسب منفعت به شما نخواهم گفت فقط مطالب من خوب است. فقط وب‌سایت من فلان و بهمان است. نه! هرگز! سایت‌های خوب بسیاری حتی در حوزه مهارت‌های ارتباطی هست که حتماً به شما معرفی خواهم کرد. من هم بسیاری از دانسته‌هایم را علاوه بر کتاب‌ها، مدیون اساتید دیگری هستم.

دوست خوبم از شما چند خواهش دارم. صادقانه از شما می‌خواهم من را حمایت کنید.

از من حمایت مادی کنید تا راهم را پرقدرت ادامه دهم. محصولات وب‌سایتم را هرکدام که برایتان مناسب است خریداری کنید. من هم رعایت انصاف را در قیمت‌گذاری و تولید محتوای خوب انجام خواهم داد. اگر وب‌سایت درآمدی نداشته باشد قطعاً روی انگیزه و ادامه کارم تأثیر می‌گذارد.

همچنین وب‌سایتم را به دوستان و خانواده‌تان معرفی کنید. اگر ایرادی در نوشته‌هایم یا وب‌سایت هست به من تذکر دهید تا اصلاح کنم. (این هم حمایت معنوی)

از شما متشکرم که تا اینجا نوشته‌ام را مطالعه کردید.لطفاً مقاله‌های بعدی را دنبال کنید قول می‌دهم برایتان مفید خواهد بود و به‌اندازه وقتی‌که به من می‌دهید برایتان سود خواهم رساند.

با عشق و احترام

حسین شیرمحمدی

دوشنبه ۲۷/۷/۹۴